سيلورين(Silurian)
| مورچیسون (Murchison) در سال 1853 نام سیلورین را به قسمتی از زمینهای شهر گال و ناحیه شروپ شایر (ShropShire) واقع در جنوب غربی انگلستان که قبیله سیلورین در آن سکونت داشتند، اطلاق نمود. |
مشخصات دوره سلیورین
سیلورمن کوتاهترین دوره از دوران پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین نمودهاند. گذر زیرین این دوره با فسیل گراتپولیتی به نام گلیپتوگراتپوس مشخص شده است. زیرا در بیشتر ممالک اروپایی بین اردویسین و سیلورین رخداد مهم تکتونیکی ملاحظه نشده است. گذر فوقانی این دوره نیز با زون گراتپولیتی به نام منوگراتیوس یونیفورمیس (Monograptus uniformis) که معرف قاعده دونین بوده و در مقطع چینه شناسی آن در ناحیه کلوک در چکسلواکی قرار دارد مشخص شده است.تقسیمات سیلورین
- سیلورین زیرین: که با اشکوب خلاندورین (LLandoverion) مشخص است. این اشکوب که شامل رسوبات ماسه سنگ و شیل است، در ناحیه خلانداوری در جنوب ناحیه ونز نامگذاری شده است.
- سیلورین میانی: که اشکوب ونلوکین (Wenelockion) را شامل میشود. اشکوب مذکور دارای رسوبات آهکی و شیلی حاوی گراتپولیت و نام آن از ناحیه ونلوک در جنوب ولز مشخص شده است.
- سیلورین بالایی : از اشکوب لودلووین (Ludlovian) تشکیل شده است. نام این اشکوب از شهر لودلوو (Lodlow) واقع در ایلت ولز در جنوب غرب انگلستان اشتقاق یافته و رخسارههای آن شیلی آهکی است.
فسیلهای دوره سیلورین
گرتپولیتها از فسیلهای شاخص دورههای اردویسین و سیلورین بودهاند. علاوه بر گراتپولیت ، براکیوپودها ، مرجانها و کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشتهاند. تعدادی از تریلوبیتها نیز در این دوره میزیستهاند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوند دار و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زره دار نیز متعلق به این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شدهاند.جغرافیای دیرینه سیلورین
در اواخر چین خوردگی کالرونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست. و در نتیجه آن از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید. کوههای آپالاش در آمریکای شمالی نیز حاصل این کوه زایی است. بعد از کوه زایی کالدونین رسوبات ماسه سنگ قرمز که حاصل پسروی دریایی هستند در قسمتهای زیادی از اروپا ته نشین شدند.ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. بنابراین بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشتهاند، بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند در سیلورین به استوا نزدیک بودهاند. فعالیتهای آتشفشانی اگر چه در اردویسین نیز وجود داشتهاند، اما در سیلورین گسترش زیادتری یافتهاند. بطور کلی رسوبات سیستم سیلورین در ایران گسترش کمتری داشته و قسمت اعظم این کشور در این دوره از خارج بوده است.

سيلورين در ايران مرکزى
براى نخستين بار، روتنر و همکاران (1968)، براى سنگهاى سيلوريـن ايران مرکزى نام «سازند نيـــــور(Niur Fm.) » را انتخاب کردند که نخستين سازند از گــــروه گوشکمر(Gushkamar Group) است و در محل بُرش الگو (روستاى نيوار در جنوب خاورى ازبکوه) متشکل از 446 متر سنگآهکهاى قهوه اى تيرة مرجاندار با ميانلايههاى ناچيز از شيل و يک بخش دولوميتى در قسمت زيرين است. رخسارة سنگهاى سيلورين بُرش الگو در تمام ايران مرکزى ثابت نيست، به گونهاى که در ناحية شيرگشت، سازند نيور شامل 628 متر نهشتههاى ماسهسنگى سفيدرنگ همراه با لايههاى آهکى فسيلدار است که به عنوان برش مرجع Reference Section)) شناخته ميشود و همين رخسارة آوارى سيلورين است که در بسيارى از نواحى ايران مرکزى از جمله جام، ترود، شمال بافق، انارک، کاشان و 000 عموميت دارد و معرف رخسارههاى آوارى حاصل از کوهزايى کالدونين است.
يکى از ويژگيهاى سنگهاى سيلورين ناحية شيرگشت حضور جريانهاى گدازه تيرهرنگ با ترکيب بازالت اوليويندار است که به طور عموم در بخش پايينى سازند جاى دارند و يادآور تکاپوهاى آتشفشانى سيلورين البرز خاورى است. افزون بر ناحية شيرگشت، گدازههاى بازى سيلورين، همچنان بخشى از سنگهاى سيلورين نواحى جام، ترود، شمال بافق و زرند کرمان را تشکيل ميدهد.
فراوانى مرجان، بازوپايان، کنودونت و انواع گوناگونى از پالينومورفهاى دريايى (آکريتارک، کيتينوزوا و 000) در بُرش الگو و بُرش مرجع و مطالعة دقيق اين سنگوارهها سبب شده، تا ضمن تأييد محيط رسوبى درياى کم عمق و نزديک به ساحل، سن سيلورين ميانى – پسين سازند نيور مسجل باشد.
در خاور ايران مرکزى به ويژه در نواحى طبس، جام (سازند بزکوه، علوى نايينى، 1972)، باختر کاشمر، کاشان، انارک، نيشابور، خور، شمال بافق، زرند کرمان، رفسنجان، رخسارههاى آوارى و گاه گدازههاى آتشفشانى سازند نيور گسترش درخور توجه دارند. با وجود اين، در شمال کرمان (ناحية زرند) رسوبات سيلورين بيشتر از نوع سنگآهک تيرة فسيلدار همراه با دولوميت، کوارتزيت و شيل است که لايههايى از گچ و دست کم سه افق گدازه دارد. اگر چه رخسارة اين سنگها يادآور بُرش الگوى سازند نيور است، ولى گوناگونى سنگشناسى گوياى شرايط و نوع محيط رسوبى متفاوت است. در ضمن در ناحية ترود، سنگهاى دگرگونى وجود دارد که از نظر چينهشناسى و سنگشناسى شباهت زياد به سازند نيور دارند به باور هوشمندزاده و همکاران (1357) در اثر فاز کوهزايى پيش از آپتين (سيمرين پسين) دگرگون شدهاند، ولى احتمال دگرگونى اين سنگها در زمان باژوسين – باتونين (سيمرين ميانى) بيشتر است.
کسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.