پرمين در زاگرس
يافته‎هاى جديد ديرينه‎شناسى زاگرس گوياى آن است که ايست رسوبى و چرخه‎هاى فرسايشى پيش از پرمين اين پهنه دست کم به بزرگى 70 ميليون است، به گونه‎اى که لايه‎هاى آغازين سيستم پرمين (آشکوب ساکمارين) با دگرشيبى موازى سطوح فرسايشى دونين پسين (فامنين پيشين) و گاهى سنگ‎هاى کامبرين را مي‎پوشانند.
جدا از رديف‎هاى آوارى درياى پيشروندة پرمين، سهم بيشتر سنگ‎هاى پرمين زاگرس از نوع نهشته‎هاى کربناتى آهکى است که شباهت کافى به رديف‎هاى همزمان در عربستان دارد. به همين‎رو تا پيش از سال 1977، براى سنگ‎هاى پرمين زاگرس از نام « سازند خوف (Khuff Fm.) » استفاده مي‎شد که از واحد سنگى پرمين عربستان اقتباس شده بود.
بر پاية مطالعات زابو و خرد پير (1978) و قويدل (1988)، در حال حاضر دو واحد سنگ‎چينه‎اى فراقون (درزير) و دالان (دربالا)، معرف سنگ‎هاى پرمين زاگرس ‎است. گفتنى است که مجموعة دو سازند فراقون و دالان، همراه با سازند کنگان (ترياس پايينى)، يک واحد سنگ‎چينه‎اى در مرتبة گروه ‎است که «گروه دهرَم (Deheram Group) » نام دارد.
 
سازند ماسه‎سنگى فراقون : برش الگوى سازند فراقون زير سطحى است و در چاه شمارة يک کوه سياه انتخاب شده است (مطيعى، 1372). برونزدهاى سطحى اين سازند را مي‎توان در کوه فراقون (80 کيلومترى شمال بندرعباس) چاليشه، اشترانکوه، کوه گوگرد، کوه دنا، کوه گهگم و کوه سورمه ديد.
در گذشته ماسه‎سنگ‎‎هاى فراقون نشانگر سنگ‎هاى پرمو – کربنيفر و زمانى هم يادآور رديف‎هاى دونين بود. ولى در حال حاضر اين واحد سنگ‎چينه‎اى تنها نشانگر رديف‎هاى پيشروندة پرمين پيشين است. از نگاه سنگ‎شناسى، لايه‎هاى آغازين اين سازند بيشتر کنگلومراى کوارتزى با قلوه‎هاى نيم گرد است که با آژندى ماسه‎سنگى و سيمان سيليسى در بر گرفته شده‎اند، ولى بيشتر سازند ماسه‎سنگ کوارتزى با دانه‎بندى متوسط تا دانه ريز دلتايى – رودخانه‎اى است که تناوب‎هايى از شيل و لايه‎هاى آهکى دارد. در چاه انجير (1)، کبيرکوه (1) و هليان (1) بيشتر اين سازند شامل شيل است (مطيعى، 1372).
ستبراى سازند فراقون از 53 متر در کوه فراقون تا 500 متر در چاليشه متغير است. در بيشتر نواحى مرز زيرين ماسه‎سنگ‎‎هاى فراقون ناپيوسته و ممکن است به کامبرين (کوه دنا) اردويسين (کوه سورمه) و يا دونين (کوه فراقون و کوه گهکم) باشد ولى در همه جا، مرز بالايى اين سازند با کربنات‎هاى سازند دالان (پرمين) تدريجى است.
سن سازند فراقون، به لحاظ نداشتن سنگوارة شاخص چندان روشن نيست. اگرچه در گذشته رديف‎هاى آوارى فراقون را به سن پرمو – کربنيفر دانسته‎اند ولى مطالعه پالينومرف‎هاى اين سازند (قويدل، 1988) معرف آشکوب ساکمارين از پرمين پيشين است. بدين ترتيب در کوه‎هاى زاگرس وجود يک نبود چينه‎شناسى از فرازنين بالايى و فامنين، تمامى کربنيفر تا پرمين پيشين حتمى است.
سازند ماسه‎سنگى فراقون را مي‎توان با آواري‎هاى درياى پيشروندة پرمين در البرز (سازند دورود) و يا ماسه‎سنگ‎‎هاى کوارتزى موجود در پاية سازند جمال (ايران مرکزى) مقايسه کرد.
 
سازند آهکى دالان : سازند دالان نشانگر رخساره‎هاى کربناتى رديف‎هاى پرمين بالايى زاگرس است. بُرش الگوى اين سازند با 748 متر ضخامت، در چاه شمارة (1) کوه سياه است. بهترين رخنمون سطحى آن با 638 متر ستبرا، در کوه سورمه (110 کيلومترى جنوب شيراز) برونزد دارد.
در يک ديد سراسرى، باغبانى (1981) سازند دالان را به سن گوبرگندينين ((Gubergendinian  تا دورآشامين ( (Dorashamian مي‎داند. مرز زيرين سازند دالان، از نوع پيوسته و تدريجى و به سازند آوارى فراقون است. در بسيارى از نواحى زاگرس يک دگرشيبى در مرز پرمين و ترياس قابل شناسايى است.
سازند دالان در شرايط رسوبى مشابهى انباشته نشده به همين رو، اين سازند در نواحى گوناگون سنگ رخسارة متفاوت دارد (شکل 4-7). باغبانى (1369) به سه سنگ رخساره و مطيعى (1372) به چهار سنگ رخساره باور دارند. از تلفيق اين دو ديدگاه، سازند دالان را مي‎توان به رخساره‎هاى زير تقسيم کرد.
 
رخسارة کربناتى محدود همراه با سنگ‎هاى تبخيرى: اين رخساره‎ که معرف ويژگي‎هاى عمومى بُرش الگو است به ويژه در نواحى فارس و لرستان گسترش دارد و نشانگر محيط‎هاى کم انرژى تا  انرژى متوسط است. در اين نواحى، سازند دالان شامل سه عضو زير است.
جاى 4-7
عضو « کربناتى پايينى (Lower Carbonate Member) »، با 250 تا 300 متر ستبرا، شامل سنگ‎آهک‎هاى دولوميتى و دولوميت با روزنه‎داران کوچک، جلبک و به ندرت فوزولينيد است. اين بخش دو افق گچ به نام‎هاى  A و B  دارد. بررسي‎هاى ديرينه‎شناسى جامع باغبانى (1981) در نواحى مختلف زاگرس، گوياى آن است که عضو کربناتى پايينى داراى چهار زون زيستى زير است:
 (بالا)
Kahlerina – Globivalvulina  -
                                                                                                 Eopoly diexodina -
Eoverbeekina -
Neaendothyra -
(پايين)
با استناد به اين زون‎هاى زيستى، عضو کربناتى پايينى، سن گوبرگندينين و مرغابين دارد.
« عضو تبخيرى نار »، با  80 تا 227 متر ضخامت، شامل انيدريت‎هاى ضخيم لايه در تناوب با دولوميت‎هاى ائوليتى و گچى است. از فارس به سمت زاگرس مرتفع، بخش تبخيرى نار ابتدا به سنگ‎آهک تبخيرى و سپس به لايه‎هاى کربناتى تغيير رخساره مي‎دهد. زون‎هاى زيستى زير سبب شده تا باغبانى، بخش انيدريتى نار را به سن مرغابين بالايى و آباديين بداند.
(بالا )
Discospirella -
Palaglobivalvulina -
Schwagerina  -
Kahlerina – Globivalvulina-
   (پايين)
عضو « کربناتى بالايى (Upper Carbonate) »، با حدود 300 متر  ضخامت، شامل سنگ‎آهک‎هاى ائوليتى در پايين و سنگ‎آهک‎هاى ميکريتى و دولوميت در بالا است. عضو کربناتى بالايى دو ويژگى دارد. يکى تخلخل بسيار زياد که سبب شده تا اين عضو سنگ مخزن ذخاير گازى باشد. دوم داشتن افق‎هاى متعدد گچ که به ستبرترين آنها افق C نام  داده شده است. زون‎هاى زيستى اين عضو عبارتند از:
(بالا )
Paradagmarita -
Rectostipulina  -
   Shanita-
(پايين)
رخسارة کربناتى ساحلى درياى آزاد: در زاگرس مرتفع، سازند دالان با حدود 1000 متر ستبرا، رخسارة کربناتى محض دارد و شامل رديف‎هايى از سنگ‎آهک، آهک دولوميتى و دولوميت است که لايه‎بندى آن از متوسط تا توده‎اى تغيير مي‎کند. عدسي‎ها و گرهک‎هاى چرت در بخش‎هاى ميانى و بالايى اين رديف‎هاى وجود دارد.
در کوه گره، زردکوه، قلعه کوه و اشترانکوه فراوانى مرجان‎ها، لاله‎وشان، جلبک‎ها، بازوپايان و روزنه‎دارانى چون فوزولينيدها، نشانگر رخساره‎هاى کربنات‎هاى آلى ساحلى است. ولى، در کوه‎هاى گهکم و فراقون، فراوانى فوزولينيد، بازوپايان و جلبک، بيانگر رخسارة کربناتى درياى آزاد با انرژى متوسط تا کم مي‎باشد.
 
رخسارة کربناتـى آوارى نزديک ساحل: در کوه دنا، سازند دالان  شامل آهک‎هاى فوزولينيدار است. وجــود يک بخش آوارى سبب شده تا در اين ناحيـه سازند دالان قابل تقسيم به سه عضــو « سنگآهک پايينى »، « ماسهسنگ گياه‎دار ميانى » و « دولوميتى بالايى » باشد. سه عضو ياد شده مي‎تواند نشانگر عضوهاى سه گانة برش الگو باشند. ولى در اين نواحى، عضو تبخيرى نار با رديف‎هاى ماسه‎سنگى جايگزين شده است.
 
سنگ‎شناسى و محيط رسوبى سازند دالان: کاووسى (1374) سنگ‎هاى رسوبى سازند دالان را از ديدگاه رخساره‎ها و محيط‎هاى رسوبى در کوه‎هاى دنا و سورمه بررسى کرده است. بر اساس اين مطالعات، ريز رخساره‎هاى سازند دالان در زير محيط‎هاى درياى باز، زيست‎آوارى و ائوييدى، تالابى و پهنه‎هاى کشندى و در يک سکوى کربناتى نوع رمپ، با آب و هواى خشک، همسان با خليج فارس امروزى، نهشته شده‎اند.
لاسمى (1379) بر پاية تغييرا ت قائم، هشت چرخة رسوبى پسرونده (توالى) در سنگ‎هاى سازند دالان کوه دنا شناسايى کرده است که سه توالى در عضوکربناتى پايينى، سه توالى در عضو  انيدريتى  ‎نار و دو توالى در عضو کربناتى بالايى جاى دارد.-ایران، آقا نباتی

بيواستراتيگرافي‌ رسوبات‌ پرمين‌ در زاگرس‌ مرتفع‌ در دره‌ بازوفت‌

چكيده

منطقه‌ مورد مطالعه‌ (بازوفت‌) در 80 كيلومتري‌ غرب‌ شهرستان‌ فارسان‌ واقع‌ در استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ قرارگرفته‌ و بوسيله‌ دو جاده‌ ارتباطي‌ به‌ شهرستان‌ فارسان‌ و يك‌ جاده‌ ديگر به‌ شهرستان‌ مسجدسليمان‌ واقع‌ در استان‌خوزستان‌ مربوط‌ مي‌شود. شهرستان‌ مسجدسليمان‌ در غرب‌ اين‌ منطقه‌ واقع‌ شده‌ است‌ . هدف‌ از اين‌ مطالعه‌ ،بيواستراتيگرافي‌ رسوبات‌ پرمين‌ (سازنددالان‌) در زاگرس‌ مرتفع‌ (High Zagros) در دره‌ بازوفت‌ مي‌باشد . دامنة‌گسترش‌ زماني‌ و فراواني‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ فرامينيفرها شامل‌ فورولينيد و فرامينيفرهاي‌ كوچكتر پس‌ از مطالعه‌ وبررسي‌هاي‌ لازم‌ بصورت‌ مقاطع‌ و ستون‌ و جدولهايي‌ رسم‌ شده‌ است‌

در اين‌ تحقيق‌ دامنة‌ گسترش‌ زماني‌ و بيوروناسيون‌ مقطع‌ مورد نظر با فونهاي‌ آن‌ آمده‌ است‌ . حدود 40 جنس‌ وگونه‌ از فرامينفرها مورد مطالعه‌ قرار گرفته‌ اند . با يك‌ مرور كلي‌ به‌ مقاطع‌ پرمين‌ ناحيه‌ بازوفت‌ در زاگرس‌ مرتفع‌ چشم‌هر بيننده‌اي‌ به‌ دو بيوزون‌ كلي‌ جلب‌ مي‌گردد كه‌ اين‌ دو بيوزون‌ بر اساس‌ فوزولينيدهاي‌ درشت‌ و كوچك‌ از پائين‌ به‌بالا به‌ بيوزون‌ A و بيوزون‌ B تقسيم‌ مي‌شود. اين‌ دو بيوزون‌ عبارتنداز :

ـ Assemblage zone با اجتماع‌ فوزولينيدهاي‌ درشت‌ مانند : Afghanello و Schwagerina

ـ Assemblage zone با اجتماع‌ فوزولينيدهاي‌ كوچكتر مانند : Codonfusiella .. Richelina .Geinuzin

دو بيوزون‌ كلي‌ نامبرده‌ دربالا 4 بيوزون‌ در بر مي‌گيرد كه‌ ذيلاً به‌ توضيح‌ آنها مي‌پردازيم‌ :

اين‌ چهار بيوزون‌ بر اساس‌ فرايمينيفرهائي‌ كه‌ در ديگر نقاط‌ زاگرس‌ گسترش‌ دارند تشخيص‌ داده‌ شده‌ است‌ و قابل‌مقايسه‌ با رسوبهاي‌ پرمين‌ نواحي‌ بندرعباس‌ ، فارس‌ ، لرستان‌ (زاگرس‌ چين‌ خورده‌) و ديگر مناطق‌ از جمله‌ نواحي‌ آباده‌ و جلفا نيز مي‌باشد . بعضي‌ از اين‌ بيوزونها گسترش‌ جهاني‌ داشته‌ و به‌ نواحي‌ جنوبي‌ تنيس‌ يا تنيس‌ مجاور كندوانايا تنوتنيس‌ محدود مي‌شوند . سن‌ اين‌ بيوزونها از آسيلين‌ (Assielian) تا جلفين‌ (Julfian) متغير است‌

اين‌ بيوزونها عبارتنداز :

ـ Schbertella zone يا سن‌ آسيلين‌ مياني‌ ـ بالائي‌ كه‌ اين‌ فوزولينيد فقط‌ در نمونه‌ شماره‌ 138 پيدا شده‌ واولين‌ و آخرين‌ ظهور آن‌ مربوط‌ به‌ همين‌ نمونه‌ است‌ . مرز زيرين‌ آن‌ با Eopolydiexodina Persica و مرز بالائي‌آن‌ با ظهور Para fusulina مشخص‌ مي‌شود و ضخامت‌ آن‌ حدود 90 متر در برش‌ الگو تخمين‌ زده‌ مي‌شود

ـ Eopolydiexodina zone با سن‌ مرغابين‌ مياني‌ فاصله‌ زماني‌ ميان‌ نخستين‌ و آخرين‌ پيدايش‌ فوزولينيدEopolydiexodina persica مشخص‌ كننده‌ اين‌ زون‌ است‌ و اين‌ فوزولينيد ابتدا در نمونه‌ 134 و سپس‌ در مونه‌147 پيدا شده‌ است‌ كه‌ در حدفاصل‌ اين‌ دونمونه‌ در نمونه‌ A137 وA134 نيز ديده‌ شده‌ است‌ . مرز پائين‌ آن‌ بــاپيــــدايش‌ Pseudovermiparella و مرز بالائي‌ آن‌ با فسيل‌ Schwagerinidae مشخص‌ شده‌ ضخامت‌ اين‌ زون‌ در برش‌ الگو حدود 170 متر است‌

ـ Verbeckina verbecki zone با سن‌ جلفين‌ زيرين‌ كه‌ اولين‌ و آخرين‌ پيدايش‌ آن‌ مــربــوط‌ به‌ نمـونه‌147 مي‌باشد مرز زيرين‌ آن‌ بـا Eopolydiexodina و مـرز بالائـي‌ آن‌ باSchwagerinide مشخص‌ مي‌شود ضخامت‌ اين‌ زون‌ در برش‌ نمونه‌ 130 متر است‌

ـ Afghanella schencki zone با سن‌ جلفين‌ مزر زيرين‌ آن‌ با فسيل‌ Chusenella sp. و مرز بالائي‌ آن‌با فسيل‌ Staffellidae مشخص‌ مي‌شود و در نمونه‌ 157 ديده‌ شده‌ است‌ و ضخامت‌ آن‌ در برش‌ الگو 110 متر است‌

بررسي‌ ها و مطالعات‌ بيواستراتيگرافي‌ و چينه‌شناسي‌ وجود يك‌ نبود چينه‌شناسي‌ (هياتوس‌) را در سازند فراقان‌زكين‌ ممبر (دونين‌ فوقاني‌) و چالشيه‌ ممبر (پرمين‌زيرين‌) تأييد مي‌كند و اين‌ نبود به‌ گسترش‌ و ذوب‌ يخچالها و احتمالاًفازكوهزايي‌ هرسي‌ نين‌ با پيشروي‌ درياها در شروع‌ پرمين‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود كه‌ گسترش‌ يخچالها از دونين‌ تا كربونيفرديرين‌ بوده‌ است‌ (Husseini. 1992) و ذوب‌ آنها از كربونيفر ديرين‌ تا شروع‌ پرمين‌ بوده‌ است‌ (Alshahranand Narin,1995) -(ابراهيم صالحي‌‌‌‌‌‌،رشته و گرايش : زمين شناسي-چينه شناسي و فسيل شناسي،استاد راهنما : دكتر محمدعلي‌ جعفريان‌‌‌‌‌‌‌)


مرز بين رسوبات پرمين و ترياس در حوضه زاگرس

رسوبات پرمين و ترياس حوضه زاگرس (جنوب- جنوب غرب ايران) توسط زابو و خرد پير (1978) به سازند هاى فراقون و دالان براى رسوبات پرمين و سازند هاى کنگان و دشتک براى رسوبات ترياس به ترتيب از پايين به بالا تقسيم شدند. قبل از آنها جيمز و وايند در سال 1965 سازند خانه کت را براى رسوبات ترياس معرفى نموده بودند. سازند دالان در زاگرس مرتفع با رخساره کربناته و در کمربند چين خورده زاگرس با رخساره کربناته انيدريتى مشخص مى گردد. سازند کنگان از لايه هاى آهک و شيل و گاهى انيدريت و سازند دشتک به طور عمده از لايه هاى دولوميت و انيدريت تشکيل شده اند. اين دو سازند در کمربند چين خورده زاگرس گسترش دارند. سازند خانه کت تماماٌ از رخساره کربناته تشکيل شده و معادل زمانى سازند هاى کنگان و دشتک در زاگرس مرتفع مى باشد. زابو و خرد پير مرز بين رسوبات پرمين و ترياس را در زاگرس مرتفع بين سازند هاى دالان و خانه کت و در کمربند چين خورده زاگرس بين سازند هاى دالان و کنگان معرفى نمودند. بطور کلى تاکنون انتخاب مرز بين سازند هاى فوق به عنوان مرز بين سيستم هاى پرمين و ترياس بر دلايل زير استوار بوده است:

- وجود دو کفه اى Claraia با سن ترياس زيرين (Scythian) در قاعده کنگان.
- وجود دو کفه اى Pseudomonotis و فرامينيفر Trocholina با سن ترياس در سازند خانه کت.
- وجود فسيل هاى پرمين بالايى در سازند دالان
- تغيير شديد توپوگرافى از لايه هاى ضخيم و ديواره ساز سازند دالان به لايه هاى نازک و دره ساز سازند هاى کنگان و خانه کت.
- تغيير ليتولوژى از لايه هاى کربناته سازند دالان به لايه هاى آهک رسى و شيلى سازند کنگان. در اين مطالعه به منظور تعيين مرز بين رسوبات پرمين و ترياس در حوضه زاگرس پنج مقطع چينه شناسى در نواحى کوه گرين، اشتران کوه و قالى کوه در استان لرستان و کوه دنا در استان کهکيلويه و بوير احمد و کوه سورمه در استان فارس بررسى و نمونه بردارى شده اند.
بررسى و برداشت نمونه ها به ويژه در حدود مرز بين رسوبات پرمين و ترياس لايه به لايه و گاهى در فواصل کمتر از ده سانتيمتر بوده است. نتايج بررسى زمين شناسى صحرايى و مطالعه مقاطع ميکروسکوپى نمونه هاى مقاطع چينه شناسى فوق به طور خلاصه به شرح زير مى باشند:
مرز بين رسوبات پرمين و ترياس در سازند دالان قرار دارد و بخشى از لايه هاى فوقانى سازند دالان داراى سن ترياس زيرين (Scythian) مى باشد. ضخامت اين بخش در نواحى مختلف متفاوت بوده و از حداقل حدود 5 متر در کوه سورمه به حداکثر حدود 100 متر در اشتران کوه تغيير مى کند، لايه هاى اين بخش به طور عمده از استروماتوليت هاى صفحه اى، موجى و ستونى تشکيل شده اند. در کوه دنا در اين بخش از سازند دالان يک نوع استروماتوليت به نام ترومبوليت (Thrombolite) در زير لايه هاى محتوى «کلارايا» در قاعده کنگان تشخيص داده شده است. اين نوع استروماتوليت نيز از قاعده رسوبات ترياس ناحيه آباده گزارش شده اند لايه هاى استروماتوليتى بخش فوقانى سازند دالان به طور فراوان حاوى فرامينيفر هاى زير مى باشند:
Arenovidalina chialingchiangensis, Cyclogyra mahajeri, Earlandia tintiniformis Rectocorunospira kalhori, Ammodiscus parapriscus
اين بخش از سازند دالان با بيوزون
Arenovidalina chialingchiangensis مشخص مى شود. اين بيوزون قديمى ترين بيوزون ترياس زيرين بر اساس فرامينيفر است که تا کنون در جهان شناخته شده است.
A. parapriscus, C. mahajeri, R. kalhori
از لايه هاى قاعده سازند اليکا در البرز و سازند سرخ شيل در کوه هاى شترى گزارش شده اند. در زير اين لايه هاى استروماتوليتى يک لايه االيتى در بيشتر مقاطع مطالعه شده مشاهده مى گردد که ضخامت آن کمتر از يک متر بوده و در کوه گرين در حدود 5 ميليمتر مى باشد. عدم تشخيص اين لايه االيتى در ساير مقاطع مطالعه شده به احتمال زياد به علت دولوميتى شدن يا جا افتادن از نمونه گيرى مى باشد. در اين لايه االيتى فرامينيفر هاى پرمين در هسته دانه هاى االيت و فرامينفر هاى ترياس بين دانه هاى االيت قرار دارند. در زير اين لايه االيتى لايه هاى پرمين سازند دالان قرار گرفته اند که به وفور حاوى فسيل مى باشند در اين لايه ها فوزوليند هاى زير تشخيص داده شده اند:
Palaeofusulina spp., Nanlingella spp., Reichelina media, R. spp., Codonofusiella sp., Staffella sp Nankinella sp
و همچنين ساير فرامينيفر ها مانند: Paraglobivalvulinoides septulifera, Dagmarita sp Paraglobivalvulina mira و غيره نيز در اين لايه مشاهده شده اند. اين بخش از سازند دالان با بيوزون P.septulifera مشخص مى گردد (باغبانى 1369).
فوزولينيد هاى Nanlingella, Palaeofusulina از جوان ترين لايه هاى پرمين (Changhsingian) جهان گزارش شده اند.
مطالعه مقدماتى رسوب شناسى مقاطع نواحى مذكور حاکى از يک سيکل رسوبى- پسرونده در بخش فوقانى سازند دالان مى باشند که بعد از پيشروى دريا در جلفين (Dzhulfian) آغاز و در انتهاى اسکيتين به پايان رسيده است. اين سيکل رسوبى با رخساره هاى بيو ميکريت، بيو اسپاريت و اينترا اسپاريت در پرمين و اااسپاريت و استروماتوليت در ترياس به ترتيب از قديم به جديد مشخص مى گردند.
مرز بين سيستم هاى پرمين و ترياس در قاعده لايه االيتى قرار دارد که همزمان با از بين رفتن فوزولينيد ها و ساير فسيل هاى مشخص پرمين مى باشد. اين مرز ها تجمع غير عادى کانى هاى آهن (هماتيت؟) و حداکثر شدن انرژى در آخرين رخساره هاى متعلق به پرمين نيز همراه مى باشد. با توجه به مطالب فوق و بيوزون هاى ارائه شده به نظر مى رسد که مرز بين رسوبات پرمين و ترياس نواحى مطالعه شده بدون نبود چينه شناسى مى باشد.

بهرام- حسن زاده شريف سال انتشار: 1371