پرمين در زاگرس
يافتههاى جديد ديرينهشناسى زاگرس گوياى آن است که ايست رسوبى و چرخههاى فرسايشى پيش از پرمين اين پهنه دست کم به بزرگى 70 ميليون است، به گونهاى که لايههاى آغازين سيستم پرمين (آشکوب ساکمارين) با دگرشيبى موازى سطوح فرسايشى دونين پسين (فامنين پيشين) و گاهى سنگهاى کامبرين را ميپوشانند.
جدا از رديفهاى آوارى درياى پيشروندة پرمين، سهم بيشتر سنگهاى پرمين زاگرس از نوع نهشتههاى کربناتى آهکى است که شباهت کافى به رديفهاى همزمان در عربستان دارد. به همينرو تا پيش از سال 1977، براى سنگهاى پرمين زاگرس از نام « سازند خوف (Khuff Fm.) » استفاده ميشد که از واحد سنگى پرمين عربستان اقتباس شده بود.
بر پاية مطالعات زابو و خرد پير (1978) و قويدل (1988)، در حال حاضر دو واحد سنگچينهاى فراقون (درزير) و دالان (دربالا)، معرف سنگهاى پرمين زاگرس است. گفتنى است که مجموعة دو سازند فراقون و دالان، همراه با سازند کنگان (ترياس پايينى)، يک واحد سنگچينهاى در مرتبة گروه است که «گروه دهرَم (Deheram Group) » نام دارد.
سازند ماسهسنگى فراقون : برش الگوى سازند فراقون زير سطحى است و در چاه شمارة يک کوه سياه انتخاب شده است (مطيعى، 1372). برونزدهاى سطحى اين سازند را ميتوان در کوه فراقون (80 کيلومترى شمال بندرعباس) چاليشه، اشترانکوه، کوه گوگرد، کوه دنا، کوه گهگم و کوه سورمه ديد.
در گذشته ماسهسنگهاى فراقون نشانگر سنگهاى پرمو – کربنيفر و زمانى هم يادآور رديفهاى دونين بود. ولى در حال حاضر اين واحد سنگچينهاى تنها نشانگر رديفهاى پيشروندة پرمين پيشين است. از نگاه سنگشناسى، لايههاى آغازين اين سازند بيشتر کنگلومراى کوارتزى با قلوههاى نيم گرد است که با آژندى ماسهسنگى و سيمان سيليسى در بر گرفته شدهاند، ولى بيشتر سازند ماسهسنگ کوارتزى با دانهبندى متوسط تا دانه ريز دلتايى – رودخانهاى است که تناوبهايى از شيل و لايههاى آهکى دارد. در چاه انجير (1)، کبيرکوه (1) و هليان (1) بيشتر اين سازند شامل شيل است (مطيعى، 1372).
ستبراى سازند فراقون از 53 متر در کوه فراقون تا 500 متر در چاليشه متغير است. در بيشتر نواحى مرز زيرين ماسهسنگهاى فراقون ناپيوسته و ممکن است به کامبرين (کوه دنا) اردويسين (کوه سورمه) و يا دونين (کوه فراقون و کوه گهکم) باشد ولى در همه جا، مرز بالايى اين سازند با کربناتهاى سازند دالان (پرمين) تدريجى است.
سن سازند فراقون، به لحاظ نداشتن سنگوارة شاخص چندان روشن نيست. اگرچه در گذشته رديفهاى آوارى فراقون را به سن پرمو – کربنيفر دانستهاند ولى مطالعه پالينومرفهاى اين سازند (قويدل، 1988) معرف آشکوب ساکمارين از پرمين پيشين است. بدين ترتيب در کوههاى زاگرس وجود يک نبود چينهشناسى از فرازنين بالايى و فامنين، تمامى کربنيفر تا پرمين پيشين حتمى است.
سازند ماسهسنگى فراقون را ميتوان با آواريهاى درياى پيشروندة پرمين در البرز (سازند دورود) و يا ماسهسنگهاى کوارتزى موجود در پاية سازند جمال (ايران مرکزى) مقايسه کرد.
سازند آهکى دالان : سازند دالان نشانگر رخسارههاى کربناتى رديفهاى پرمين بالايى زاگرس است. بُرش الگوى اين سازند با 748 متر ضخامت، در چاه شمارة (1) کوه سياه است. بهترين رخنمون سطحى آن با 638 متر ستبرا، در کوه سورمه (110 کيلومترى جنوب شيراز) برونزد دارد.
در يک ديد سراسرى، باغبانى (1981) سازند دالان را به سن گوبرگندينين ((Gubergendinian تا دورآشامين ( (Dorashamian ميداند. مرز زيرين سازند دالان، از نوع پيوسته و تدريجى و به سازند آوارى فراقون است. در بسيارى از نواحى زاگرس يک دگرشيبى در مرز پرمين و ترياس قابل شناسايى است.
سازند دالان در شرايط رسوبى مشابهى انباشته نشده به همين رو، اين سازند در نواحى گوناگون سنگ رخسارة متفاوت دارد (شکل 4-7). باغبانى (1369) به سه سنگ رخساره و مطيعى (1372) به چهار سنگ رخساره باور دارند. از تلفيق اين دو ديدگاه، سازند دالان را ميتوان به رخسارههاى زير تقسيم کرد.
رخسارة کربناتى محدود همراه با سنگهاى تبخيرى: اين رخساره که معرف ويژگيهاى عمومى بُرش الگو است به ويژه در نواحى فارس و لرستان گسترش دارد و نشانگر محيطهاى کم انرژى تا انرژى متوسط است. در اين نواحى، سازند دالان شامل سه عضو زير است.
جاى 4-7
عضو « کربناتى پايينى (Lower Carbonate Member) »، با 250 تا 300 متر ستبرا، شامل سنگآهکهاى دولوميتى و دولوميت با روزنهداران کوچک، جلبک و به ندرت فوزولينيد است. اين بخش دو افق گچ به نامهاى A و B دارد. بررسيهاى ديرينهشناسى جامع باغبانى (1981) در نواحى مختلف زاگرس، گوياى آن است که عضو کربناتى پايينى داراى چهار زون زيستى زير است:
(بالا)
Kahlerina – Globivalvulina -
Eopoly diexodina -
Eoverbeekina -
Neaendothyra -
(پايين)
با استناد به اين زونهاى زيستى، عضو کربناتى پايينى، سن گوبرگندينين و مرغابين دارد.
« عضو تبخيرى نار »، با 80 تا 227 متر ضخامت، شامل انيدريتهاى ضخيم لايه در تناوب با دولوميتهاى ائوليتى و گچى است. از فارس به سمت زاگرس مرتفع، بخش تبخيرى نار ابتدا به سنگآهک تبخيرى و سپس به لايههاى کربناتى تغيير رخساره ميدهد. زونهاى زيستى زير سبب شده تا باغبانى، بخش انيدريتى نار را به سن مرغابين بالايى و آباديين بداند.
(بالا )
Discospirella -
Palaglobivalvulina -
Schwagerina -
Kahlerina – Globivalvulina-
(پايين)
عضو « کربناتى بالايى (Upper Carbonate) »، با حدود 300 متر ضخامت، شامل سنگآهکهاى ائوليتى در پايين و سنگآهکهاى ميکريتى و دولوميت در بالا است. عضو کربناتى بالايى دو ويژگى دارد. يکى تخلخل بسيار زياد که سبب شده تا اين عضو سنگ مخزن ذخاير گازى باشد. دوم داشتن افقهاى متعدد گچ که به ستبرترين آنها افق C نام داده شده است. زونهاى زيستى اين عضو عبارتند از:
(بالا )
Paradagmarita -
Rectostipulina -
Shanita-
(پايين)
رخسارة کربناتى ساحلى – درياى آزاد: در زاگرس مرتفع، سازند دالان با حدود 1000 متر ستبرا، رخسارة کربناتى محض دارد و شامل رديفهايى از سنگآهک، آهک دولوميتى و دولوميت است که لايهبندى آن از متوسط تا تودهاى تغيير ميکند. عدسيها و گرهکهاى چرت در بخشهاى ميانى و بالايى اين رديفهاى وجود دارد.
در کوه گره، زردکوه، قلعه کوه و اشترانکوه فراوانى مرجانها، لالهوشان، جلبکها، بازوپايان و روزنهدارانى چون فوزولينيدها، نشانگر رخسارههاى کربناتهاى آلى ساحلى است. ولى، در کوههاى گهکم و فراقون، فراوانى فوزولينيد، بازوپايان و جلبک، بيانگر رخسارة کربناتى درياى آزاد با انرژى متوسط تا کم ميباشد.
رخسارة کربناتـى – آوارى نزديک ساحل: در کوه دنا، سازند دالان شامل آهکهاى فوزولينيدار است. وجــود يک بخش آوارى سبب شده تا در اين ناحيـه سازند دالان قابل تقسيم به سه عضــو « سنگآهک پايينى »، « ماسهسنگ گياهدار ميانى » و « دولوميتى بالايى » باشد. سه عضو ياد شده ميتواند نشانگر عضوهاى سه گانة برش الگو باشند. ولى در اين نواحى، عضو تبخيرى نار با رديفهاى ماسهسنگى جايگزين شده است.
سنگشناسى و محيط رسوبى سازند دالان: کاووسى (1374) سنگهاى رسوبى سازند دالان را از ديدگاه رخسارهها و محيطهاى رسوبى در کوههاى دنا و سورمه بررسى کرده است. بر اساس اين مطالعات، ريز رخسارههاى سازند دالان در زير محيطهاى درياى باز، زيستآوارى و ائوييدى، تالابى و پهنههاى کشندى و در يک سکوى کربناتى نوع رمپ، با آب و هواى خشک، همسان با خليج فارس امروزى، نهشته شدهاند.
لاسمى (1379) بر پاية تغييرا ت قائم، هشت چرخة رسوبى پسرونده (توالى) در سنگهاى سازند دالان کوه دنا شناسايى کرده است که سه توالى در عضوکربناتى پايينى، سه توالى در عضو انيدريتى نار و دو توالى در عضو کربناتى بالايى جاى دارد.-ایران، آقا نباتی
بيواستراتيگرافي رسوبات پرمين در زاگرس مرتفع در دره بازوفت
چكيده
منطقه مورد مطالعه (بازوفت) در 80 كيلومتري غرب شهرستان فارسان واقع در استان چهارمحال و بختياري قرارگرفته و بوسيله دو جاده ارتباطي به شهرستان فارسان و يك جاده ديگر به شهرستان مسجدسليمان واقع در استانخوزستان مربوط ميشود. شهرستان مسجدسليمان در غرب اين منطقه واقع شده است . هدف از اين مطالعه ،بيواستراتيگرافي رسوبات پرمين (سازنددالان) در زاگرس مرتفع (High Zagros) در دره بازوفت ميباشد . دامنةگسترش زماني و فراواني گونههاي مختلف فرامينيفرها شامل فورولينيد و فرامينيفرهاي كوچكتر پس از مطالعه وبررسيهاي لازم بصورت مقاطع و ستون و جدولهايي رسم شده است
در اين تحقيق دامنة گسترش زماني و بيوروناسيون مقطع مورد نظر با فونهاي آن آمده است . حدود 40 جنس وگونه از فرامينفرها مورد مطالعه قرار گرفته اند . با يك مرور كلي به مقاطع پرمين ناحيه بازوفت در زاگرس مرتفع چشمهر بينندهاي به دو بيوزون كلي جلب ميگردد كه اين دو بيوزون بر اساس فوزولينيدهاي درشت و كوچك از پائين بهبالا به بيوزون A و بيوزون B تقسيم ميشود. اين دو بيوزون عبارتنداز :
ـ Assemblage zone با اجتماع فوزولينيدهاي درشت مانند : Afghanello و Schwagerina
ـ Assemblage zone با اجتماع فوزولينيدهاي كوچكتر مانند : Codonfusiella .. Richelina .Geinuzin
دو بيوزون كلي نامبرده دربالا 4 بيوزون در بر ميگيرد كه ذيلاً به توضيح آنها ميپردازيم :
اين چهار بيوزون بر اساس فرايمينيفرهائي كه در ديگر نقاط زاگرس گسترش دارند تشخيص داده شده است و قابلمقايسه با رسوبهاي پرمين نواحي بندرعباس ، فارس ، لرستان (زاگرس چين خورده) و ديگر مناطق از جمله نواحي آباده و جلفا نيز ميباشد . بعضي از اين بيوزونها گسترش جهاني داشته و به نواحي جنوبي تنيس يا تنيس مجاور كندوانايا تنوتنيس محدود ميشوند . سن اين بيوزونها از آسيلين (Assielian) تا جلفين (Julfian) متغير است
اين بيوزونها عبارتنداز :
ـ Schbertella zone يا سن آسيلين مياني ـ بالائي كه اين فوزولينيد فقط در نمونه شماره 138 پيدا شده واولين و آخرين ظهور آن مربوط به همين نمونه است . مرز زيرين آن با Eopolydiexodina Persica و مرز بالائيآن با ظهور Para fusulina مشخص ميشود و ضخامت آن حدود 90 متر در برش الگو تخمين زده ميشود
ـ Eopolydiexodina zone با سن مرغابين مياني فاصله زماني ميان نخستين و آخرين پيدايش فوزولينيدEopolydiexodina persica مشخص كننده اين زون است و اين فوزولينيد ابتدا در نمونه 134 و سپس در مونه147 پيدا شده است كه در حدفاصل اين دونمونه در نمونه A137 وA134 نيز ديده شده است . مرز پائين آن بــاپيــــدايش Pseudovermiparella و مرز بالائي آن با فسيل Schwagerinidae مشخص شده ضخامت اين زون در برش الگو حدود 170 متر است
ـ Verbeckina verbecki zone با سن جلفين زيرين كه اولين و آخرين پيدايش آن مــربــوط به نمـونه147 ميباشد مرز زيرين آن بـا Eopolydiexodina و مـرز بالائـي آن باSchwagerinide مشخص ميشود ضخامت اين زون در برش نمونه 130 متر است
ـ Afghanella schencki zone با سن جلفين مزر زيرين آن با فسيل Chusenella sp. و مرز بالائي آنبا فسيل Staffellidae مشخص ميشود و در نمونه 157 ديده شده است و ضخامت آن در برش الگو 110 متر است
بررسي ها و مطالعات بيواستراتيگرافي و چينهشناسي وجود يك نبود چينهشناسي (هياتوس) را در سازند فراقانزكين ممبر (دونين فوقاني) و چالشيه ممبر (پرمينزيرين) تأييد ميكند و اين نبود به گسترش و ذوب يخچالها و احتمالاًفازكوهزايي هرسي نين با پيشروي درياها در شروع پرمين نسبت داده ميشود كه گسترش يخچالها از دونين تا كربونيفرديرين بوده است (Husseini. 1992) و ذوب آنها از كربونيفر ديرين تا شروع پرمين بوده است (Alshahranand Narin,1995) -(ابراهيم صالحي،رشته و گرايش : زمين شناسي-چينه شناسي و فسيل شناسي،استاد راهنما : دكتر محمدعلي جعفريان)