فسيل هاي شاخص مزوزوئيک

در اين بخش اطلاعاتي از فسيل هاي شاخص دوران مزوزوئيک به تفکيک هر دوره که در زير به آن اشاره شده است ، را مي توان مشاهده نمود

دوران مزوزوئيک : فسيل شناسي ترياس ، فسيل شناسي ژوراسيک ، فسيل شناسي کرتاسه

بطور کلي موجودات تک سلولي ، پس از دوره پرمو- ترياس ، مجددا در ژوراسيک گسترش يافته و خصوصا در کرتاسه به فراواني يافت مي شوند . برخي از فرامينيفرها شاخص مناسبي براي اين دوران هستند به طوري که در بعضي دوره ها بيوزانياسون هاي مناسبي را ايجاد مي کنند . کنودونتها (Conodonts) که از ميکروارگانيسم هاي فسفاته و با اشکال دندانه دار مشاهده شده و به ماهي هاي آکتينوپتريژين نسبت داده مي شوند ، از پالئوزوئيک پيدا شده و تا ترياس ادامه مي يابند ، کم و بيش به طور کمياب از کرتاسه هم گزارش شده اند .

کالپينول ها (Calpionellids) از ميکروفسيل هاي پلانکتونيک غير فرامينيفر هستند که درزوناسيون اواخر ژوراسيک و ابتداي کرتاسه و از ميکروفسيل هاي شاخص به شمار مي روند. جلبک هاي سبز ميکروسکوپي (گروه داسي کلاداسه Dasycladacean) در ترياس ، ژوراسيک زيرين (لياس) ظاهر گرديده و جنس هايي از قبيل ديپلوپورا (Diplopora) و ژيروپورلا (Gyroporella) بخش مهمي از سنگ هاي آهکي قلمرو مزوژه را تشکيل مي دهند . جلبک هاي سبز (Green - Algae) نيز داراي جنس هاي مختلفي مي باشند که در زمان هاي زمين شناسي بعد مي زيسته و داراي گسترش جغرافيايي وسيعي بوده اند . برخي از آنها منحصرا در مزوزوئيک وجود داشته اند (مانند,Arbicodium  Cayeuxia) در صورتي که بقيه هنوز هم فراوانند (مثل Halimeda).

 در اواخر ژوراسيک تا آغاز کرتاسه ، جلبک هاي ديگري از همين گروه وجود داشته اند که شاخص خوبي از نظر چينه شناسي بشمار رفته ، همچنين مي توان از آنها در شناخت و تفسير رسوبگذاري استفاده نمود .

در جلبک هاي قرمز (Red – Algae ) ، گونه ها سريع تر از جنس ها تکامل پيدا نموده اند

به طور کلي جلبک هاي قهوه اي شامل کوکوليتوفرال ، سيليکوفلاژلاتا (Silicoflagellata) و دياتومه ها (Diatoma) هستند که بخش مهمي از فيتوپلانکتن ها  و دياتومه ها  هستند گروه اخير از ژوراسيک به بعد کاربرد چينه شناسي قابل توجهي داشته اند.

استروماتوليت ها (Stromatolites) در مزوزوئيک نيز وجود داشته ، ولي ارزش چينه شناسي آنها کمتر از استروماتوليت ها در پالئوزوئيک است.

در اين دوران پس از ناپديد شدن مرجان هاي چهار تيغه اي (Tetracoralia) و تابولاتا (Tabulata) ، مرجان هاي شش تيغه اي (Hexacoralia) فراوان شده و همچنين روديست ها از دو کفه اي ها ، با صدف ضخيم خود همراه با گاستروپودا (نرينه آ Nerinea و غيره) مشاهده مي شوند .

سفالوپودا (Cephalopoda) از نرم تناني هستند که در چينه شناسي دوران مزوزوئيک نقش اساسي داشته.

در مزوزوئيک براکيوپودهائي نظير پرودوکتوس (Productus) و سپيريفر (Spirifer) که از فسيل هاي شاخص پالئوزوئيک بالائي بودند از بين رفته و درعوض براکيوپودهائي چون رنکونليدا (Rhynchonellida) و تربواتوليدا (Terebratulida) وجود داشته اند که در کرتاسه رو به نقصان مي گذارند .

به طور کلي خزندگان دوران مزوزوئيک گروهي از موجوداتي بوده اند که نه تنها از نظر تکاملي مهم بوده اند ، بلکه در بين اولين مهره داران چهار پا و پرندگان و پستانداران قرار داشته اند . اين موجودات خصوصا در ژوراسيک و در کرتاسه به حداکثر تکامل خود مي رسند ، در حالي که پستانداران در ترياس بالائي و پرندگان در ژوراسيک از اين گروه منتزع مي گردند .

به طور کلي مي توان دوران مزوزوئيک را دوران آمونيت ها خزندگان و گياهان بازدانه داسنت ، همان طور که دوران سنوزوئيک دوران پستانداران پرندگان و گياهان آنژيوسپرم است .

پولن ها و ميکروپلانکتن ها مزوزوئيک

گياهان مربوط به دوران پالئوزوئيک تا ترياس زيرين تغييرات چنداني نشان نمي دهند ، ولي از اواخر کرتاسه به گياهان امروزي شباهت پيدا مي کنند . به عنوان مثال گياهان ترياس زيرين همان مشخصات گياهان پرمين را دارند ، مثلا پتريد و سپرمه ها (Pteridospermes) و مخصوصا مخروطيان در ترياس مانند پرمين بسيار فراوان و داراي ارزش چينه شناسي مهم مي باشند . پتريد و فيت ها (Pteridophytes) مجددا فراوان شده و خانواده هاي عهد حاضر  Schinaeacea ( Cyatheaceae ) در ژوراسيک ظاهر مي شوند . در همين زمان بين مخروطيان خانواده Podocarpaceae گسترش وسيعي داشته و پولن Classopolis مربوط به آن به فراواني يافت مي شود . گياهان آنژيوسپرم که در حال حاضر وجود دارند به صورت اشکال ساده با پولن هاي سه قسمتي از آپسين بالائي ظاهر مي شوند . در طي دوره آلبين و سنومانين اين پولن ها متنوع تر گرديده و از تورونين تا ائوسن مياني گروهي از پولن ها بنام نورماپل ها (Normapolles) گسترش مي يابند . در همين زمان گياهان پتريدوفيت و اسپورهاي آنها اهميت زيادي پيدا مي کنند .

ميکروپلانکتن ها : ميکروپلانکتن هايي که به صورت مواد آلي در رسوبات مزوزوئيک فسيل شده اند ، اصولا  متعلق به پريدنين ها (Peridinians) ، آکريتارک ها (Acritarches) تاسمانيت ها (Tasmanites) ، يعني کيست هاي جلبک هاي تک سلولي سبز و اسکوله کودونت ها (Scolecodonts) مي باشند که معمولا در رسوبات بعد از پالئوزوئيک کميابند .

آکريتارک ها مانند جنس Micrhystridium در ترياس و ژوراسيک زيرين و مياني فراوانند که گاه با تاسمانيت ها همراه بوده و معرف محيط هاي کم عمق و يا محيط هاي باشوري کم مي باشند .

تاسمانيت ها : در سال 1855 ميلادي در زغال هاي جلبک و در تاسماني کشف شده اند . تاسمانيت هم چنين در مارن هاي لياس حضوه پاريس بخصوص در ناحيه لورن فراوان است .

در سال 1836 شخصي بنام اهرن برگ (Ehrenberg) ، بقاياي فسيل پريدينين ها را در چرت هاي کرتاسه بالائي در ايالات ساکسوني (Saxonie) کشف نمود و سرانجام در سال 1838 توصيف اين فسيل ها منتشر گرديد . با اينکه بيش از 3 تا 4 گونه از پريدينين ها در ترياس معروف نيستند ، ولي از ژوراسيک مياني ، کيست هاي (Kystes) اين فسيل ها اهميت پيدا کرده و در ژوراسيک مياني و بالائي و همچنين کرتاسه بطور مشخص مشاهده مي شود .

در کرتاسه زيرين جنس Hystrichodinium منحصرا در کرتاسه با گونه هايي نظير Fromea amphora به طور فراوان همراه مي گردند . سرانجام در کرتاسه بالائي ، جنس Deflandrea را مي توان نام برد که تا ائوسن وجود داشته است .


فسيل شناسي ترياس


در اين دوره مي توان به فوناي جانوري و گياهي متنوعي اشاره نمود که شاخص زمان ترياس هستند

فسيل هاي گياهي (Flores)

از اين فسيل ها ، جلبک هاي سبز (Dasycladacea) فراوان بوده که مي توان انواع ديپلوپورا (Diplopora) را نام برد که داراي تال (Thaale) آغشته به آهک بوده اند . اين جلبک ها همراه مرجان ها و االيت ها گروه بزرگي از سنگ هاي آهکي دوره ترياس را تشکيل مي دهند . جلبک هاي ديپلوپورا در ترياس مياني و جلبک هاي ژيروپورلا اختصاصا در رخساره هاي دولوميتي اشکوب نورين (Norian) به طور فراوان مشاهده مي شوند .

از سرخس ها مي توان به جنس گلوسوپتريس (Glossopteris) اشاره نمود که تا اواخر ترياس وجود داشته است . جنس آروکارياس (Araucarias)از درختان بزرگ که امروزه تنه سيليسي شده آنها يافت شده از نظر رده بندي که از مخروطيان بوده و در ترياس ديده مي شده اند . سيکادال ها (Cycadales) در ترياس بالائي در سراسر خشکي اروپا – آسيا مخصوصا در آسيا گسترش و توسعه پيدا کرده اند .

از فسيل هاي جانوري مي توان به موارد زير اشاره نمود :

فرامينيفرهاي پالئوزوئيک چون فوزولينيده (Fusulinidae) و آندوتيريده (Endothyridae) در ترياس به علت تغييرات شرايط محيط دريائي از بين رفته . جنس هاي ديگري چون تروکولينا (Trocholina) و ميليوليدها (Miliolids) ظهور مي نمايند که مربوط به محيط هاي کم عمق درياهاي مزوژه مي باشد.

کنودونت ها (Conodnts) به خصوص جنس (Gondolella)  بيش از فرامينيفرها در ترياس اهميت چينه شناسي داشته و از ميکروفسيل هاي شاخص اين دوره به شمار مي روند.

از ماکروفسيل هاي بي مهره ترياس مي توان به مرجان هاي شش تيغه اشاره نمود که در ترياس مياني به فراواني ديده مي شوند و تشکيل ريف هاي دولوميتي را داده و همچنين گاه با برخي اسفنج هاي آهکي در آهک هاي ليتورال همراه مي گردند .

دو کفه اي ها و شکم پاين بطور نسبتا فراوان در محيط هاي ليتورال مي زيسته اند و برخي از آنها از بهترين فسيل هاي شاخص ترياس  به شمار مي روند مثل جنس Myophora و جنس هاي ديگري چون Ostrea , Avicula , Mytilus , Arca ,  غيره که امروزه هم وجود دارند .

جنس هائي چون Claraia و Pseudomonotis از دو کفه اي هاي شاخص ترياس زيرين ايران مي باشند که کم و بيش در قلمرو درياي مزوژه وجود داشته اند .

پابرسران (Cephalopoda) شامل آمونيت ها با خط درزهاي متشکل از فرورفتگي (Saddle) و برجستگي (Lobe) سينوسي شکل در محيط آلپي است . در حالي که در رخساره هاي آلمان اغلب سراتيت ها با خط درز سراتيتي مشخص اند .

به طور کلي آمونيت هايي چون Arcestes و Pinacoceras که در ترياس پاياني از بين رفته اند ، نقش مهمتري در چينه شناسي ترياس دارند ، در حالي که گروه آمونيت هاي Monophyllites تا ژوراسيک ادامه مي يابند .

رنکونليدا وتربرا توليدا (گونه Coenothyris )از بازوپايان فراوان در اين دوره محسوب مي شوند .

از خارپوستان کرينوئيدهاي فسيل ، نقش مهمي در ساخت موشل کالک ترياس آلمان دارند . يکي از گونه هاي مهم اين فسيل ها Encrinus lilliformis است که تجمع پلاک ها و قطعات آن آهک هاي کرينوئيددار (Calcaire a entroques) را مي سازد .

تغييرات قابل توجهي در گروه هاي مختلف ماهيها مشاهده نمي شود ؛ فقط ماهيهاي کروسوپتريژين (Crossopterygien) خشکي ها را ترک کرده و به محيط اصلي دريائي خود باز مي گردند و بدين جهت عضو تنفسي آنها (شش ها) تبديل به نوعي بادکنک شنا مي شود .

دوزيستان اين دوره به صورت گروه ستگوسفال ها (Stegocephales) ظاهر مي شوند . اين گروه بدليل اينکه روي جمجمه آنها پلاک هاي استخواني ضخيم و دندانه دار مشاهده مي شود بدين نام خوانده شده اند .

در ترياس استرئوس پونديل ها از ستگوسفال هاي بزرگتر و تکامل يافته تر به شمار مي روند ، چون اندازه جمجمه در برخي از آنها مثل جنس ماستودونتوسو روي (Mastodontosaurus) از يک متر نيز مي گذرد .

خزندگان پستاندار مانند تراپسيده ها (Therapsides) و سيناپسيده ها (Synapsides نه تنها انتشار وسيعي در نواحي گندوانا داشته اند ، بلکه آثار آنها در ساير نواحي کره زمين چون چين ، روسيه و امريکا نيز مشاهده شده است . تراپسيده ها نقش مهمي در چينه شناسي پرمو – ترياس قاره اي دارند .

خزندگان غير پستاندار مانند کوتيوسورين ها از ترياس مياني به بعد وجود نداشته اند ؛ ولي گروه هاي ديگر گسترش يافته و برخي در کرتاسه از بين رفته اند . سرانجام گروه هائي چون رنکوسفال ها (Rhynchocephalia )تا عهد حاضر دوام يافته اند .

ايکتيو سورين ها  با اشکال کوچک دريائي با دم بلند و مستقيم در ترياس وجود داشته اند .

جنس هايي از پستانداران مانند دوکودونتها (Docodontes)  ، تريکونودونت ها (Triconodontes) از ترياس بالائي کم و بيش مشاهده شده است اين پستانداران که از لحاظ نوع دندان ها و عاج هاي مربوط به آنها قابل تفکيک مي باشند و به آخر دوران مزوزوئيک نمي رسند .


فسيل شناسي ژوراسيک


در ژوراسيک پرندگان ظهور مي نمايند و بهترين مثال آن پرنده معروف آرکئوپتريکس (Archeopteryx) است که حد واسط پرنده و خزنده بوده ، در آشکوب پرتلاندين در ناحيه سلن هوفن (Solenhoften) واقع در باوارياي آلمان کشف شده است . بدين ترتيب تمام گروه هاي جانوري از مهره داران در ژوراسيک وجود داشته است .

خزندگان علف خوار از گياهان بازدانه (Gymnosperms) تغذيه مي نموده اند که در ژوراسيک نسبتا فراوان بوده اند . از اواخر ژوراسيک گياهان آنژيوسپرم (Angiosperms) ظاهر شده که در زمان هاي بعدي زمين شناسي تکامل بيشتري پيدا مي کنند .

در ژوراسيک ظهور  گروه هولوستئن (Holostean) از ماهي ها را مي توان اشاره نمود . 

از نظر بيوستراتيگرافي مهمترين گروه هاي فسيل عبارتست از :

سفالوپودا (Cephalopoda) از نرم تناني هستند که يکي از ديرينه شناسان انگليسي بنام اپل (Oppel) در اواسط قرن اخير ، بيوسترايتگرافي ژوراسيک را بر اساس 33 زون آمونيت بنا نهاد که امروزه اين تعداد به 62 رسيده است .آمونيت ها از ماکروفسيل هاي مهم ژوراسيک به شمار مي رود که در ژوراسيک به نهايت شکوفائي خود مي رسند.

از فسيل هاي تک يا ختگان راديولرها و روزنه داران در اين دوره مشاهده شده است .

بعضي از رسوبات سيليسي ژوراسيک که از اسکلت سيليسي راديولرها تشکيل گرديده اند و بنام راديو لاريت ناميده مي شود ، در ايران در کرتاسه بالائي گسترش مي يابد .

از روزنه داران شاخص دوره لياس جنس اربي توپسلا  است که در تشکيلات لياس جنوب غرب ايران (سازند نيريز) مشاهده شده است . روزنه داران مشخص ديگر ژوراسيک عبارتند از :

- Involutina sp.

- Trocholina sp.

کالپينول ها (Calpionellids) از ميکروفسيل هاي پلانکتونيک غير فرامينيفر هستند که درزوناسيون اواخر ژوراسيک مهم و از ميکروفسيل هاي شاخص به شمار مي روند . و بدين ترتيب مي توان رسوبات ژوراسيک را از کرتاسه جدا نمود .

کاروفيتا (Charophyta) که گروهي از جلبک هاي غيردريائي و آهکي هستند در تعيين سن رسوبات قاره اي خصوصا رخساره هاي پروبکين (Purbeckian) از ژوراسيک بالايي و وآلدين (Wealdian) از کرتاسه زيرين  بکار برده مي شوند .

حضور مرجان هاي شش تيغه اي (Hexacoralia) در ژوراسيک بالائي ريف هاي مرجاني مهمي را به صورت بيوهوم (Biohere\m) در درياهاي گرم به وجود آورده است .

از خارپوستان ، کرينوئيدها (Crinoidea) در ژوراسيک فراوان شده و آهک هاي کرينوئيددار  (Calcaire a entroques) را تشکيل مي دهند .




فسيل شناسي کرتاسه


گياهان آنژيوسپرم در کرتاسه زيرين ظاهر مي گردد . اين گياهان در گروئنلند و پرتقال جنوبي شناخته شده است . بنابراين تمام گروه هاي گياهي از اين دوره به بعد وجود دارد . جلبک هاي قهوه اي (Brun Algae) غير آهکي به حالت فسيل بسيار کمياب بوده ، ولي گروه کوکوليتوفرال ها آهکي و با اندازه هاي بسيار کوچک در سازندگي رسوبات کربناته کرتاسه بالائي (Craie - Chalk) سهم مهمي دارند .

از مهره داران ،خزندگان بزرگ در اشکوب مائس تريشتين از بين مي روند . ماهي ها در کرتاسه با پيدايش تله ئوستئن ها (Teleostei) به تکامل خود ادامه مي دهند .


از بي مهرگان آمونيت ها در اشکوب دانين (اشکوب که بعضي از زمين شناسان متعلق به کرتاسه بالائي مي دانند وپس از مائس تريشتين قرار دارد) و روديست ها در اواخر اشکوب مائس تريشتين ناپديد مي گردد .

بالاخره مهمترين ميکروفسيل هايي که در اواخر مائس تريشتين از بين مي روند گلوبوترونکاناها (Globotruncana) و اربي توئيدس ها (Orbitoides) است .

اربي توليناها بيشتر متعلق به کرتاسه زيرين بوده ، از اشکوب آپسين تا اشکوب سنومانين از کرتاسه بالائي ديده مي شود .

برخي از فرامينيفرها در کرتاسه از بهترين ميکروفسيل هاي شاخص به شمار مي روند مانند :

- اربي تولينا (Orbitolina) که از آپسين تاسنومانين وجود داشته است .

- پرآلوئولينا (Praealveolina) و ئوآلوئولينا (Ovalveolina) که مشخص سنومانين هستند .

- ديسيکلينا (Dicyclina) و کونئولينا (Cuneolina) که در سنومانين و سنونين از فرامينيفرهاي مشخص هستند .

- سيدروليتس (Siderolites) فرامينيفربنتيکي که متعلق به کامپانين و مائس تريشتين است .

- اربي توئيدس (Orbitoides) جنس ديگري که از سانتونين تا اواخر مائس تريشيتين وجود داشته است .

- در رخساره هاي پلاژيک ، از بهترين و شاخص ترين فرامينيفرها مي توان گلوبوترونکاناها (Globotruncana) را نام برد که جنس هاي اوليه آنها بنام پرگلوبوترونکانا (Praeglobotruncana) از آلبين بالائي پيدا شده و جنس هاي حقيقي با گونه هاي مختلف تا پايان کرتاسه (اواخر مائس تريشتين) وجود داشته اند .

گروه هاي مهم جانوري که در کرتاسه وجود داشته است شامل :

1- آمونيت ها که معرف بيوزون هاي مختلف در چينه شناسي کرتاسه بوده و تکامل آنها در اين دوره قابل اهميت مي باشد و پيچش صدف آمونيت ها در کرتاسه شروع به باز شدن مي نمايد از جمله کريوسراس و ماکروسکافيتس در کرتاسه زيرين و توريليتس در کرتاسه بالائي را مي توان نام برد . همچنين صدف بعضي از آمونيت ها به صورت قائم درآمده است ، اين وضع بخصوص در اواخر کرتاسه (اشکوب مائس تريشتين) ديده مي شود . مثل جنس هاي هاميتس و باکوليتس .

از مطالعه تکامل خط درز آمونيت هاي کرتاسه چنين بر مي آيد که خط درز آنها ساده شده و نزديک به سراتيت هاي ترياس مي گردد . مثل آمونيت تيسوتيا در کرتاسه بالائي .

2- بلمينت ها خصوصا در کرتاسه بالائي رل مهمي ئر بيواستراتيگرافي اشکوب سنونين دارد .

3- روديست ها که در محيط هاي ساب ريفي و ريفي مشاهده مي گردد .

به طور کلي مي تواني روديست هاي کرتاسه را به دو دسته تقسيم کرد :

- روديست هاي کرتاسه بالائي که داراي يک کپه مسطح و يک کپه مستقيم اند . مثل هيپوريتيدها (Hippurites).

- روديست هاي کرتاسه زيرين که از يک کپه مسطح و يک کپه پيچيده تشکيل شده است . مثل توکازيا (Toucasia)

4- از خارداران ، مخصوصا انواع غيري منظم در کرتاسه وجود داشته و عبارتنداز :

- توگزاستر (Toxaster) در کرتاسه زيرين

- هولاستر (Holaster) در کرتاسه مياني

- ميکراستر (Micraster) در کرتاسه بالائي

5- ميکروفسيل ها در دوره کرتاسه مي توان گروه ها و جنس هاي شاخص زير را نام برد .

- کايپونلاها (Calpionellids) که علاوه بر رخساره تيتونيک ژوراسيک بالائي تا اشکوب هوتريوين از کرتاسه زيرين وجود دارد .

- اربي تولين ها از اشکوب آپسين تا سنومانين مشاهده مي شود .

- پرآلونولين (Praealveolina) که در سنومانين گسترش دارد .

- گلوبوترونکانيدها که در رخساره هاي عميق ارزش بيوستراتيگرافي مهمي داشته و از آلبين تا مائس تريشتين ديده مي شوند .

اربي توئيدس (Orbitoides) در رخساره هاي نريتيک کامپانين و مائس تريشتين از فسيل هاي شاخص به شمار مي رود