در طی لیاس اقیانوس پالئوتتیس احتمالاً به طور کامل بسته شده و تنها بصورت یک شیار کشیده در حاشیه شمالی ایران وجود داشته است (اشتامپلی 1978). در این مورد سید امامی (1371)، و فسخر (1977)، از ژئوسنگلینال قفقاز – ترکمنستان صحبت می کنند که در شرق ایران مرکزی دارای انشعاباتی بوده است.

خزر جنوبی در طی تریاس فوقانی و لیاس، نقش ناحیه مرتفع و برآمده ای را یاری می کرده و احتمالاً منشأرسوبات شمشک بشمار می رفته است (اشتامپلی، 1978) این برآمدگی ها حاصل کوهزایی سیمرین پیشین حاصل شد و علت ایجاد آن سرعت زیر راندگی کف اقیانوس پالئوتتیس به زیر صحفه اورازیا بوده است. بنظر رپین (1365) در لیاس زیرین شرایط جغرافیایی دیرینه مانند آشکوب رسین بوده است. در خشکی های مجاور مناطق کوهستانی کپه داغ و دشت البرز در حوالی رامسر و قشلاق بر اثر فعالیت شبکه ای از رودخانه های بزرگ کوهستانی یک سری از رسوبات خروط افکنه بوجود آمد که از قشرهای ماسه ای کنگلومرایی به ضخامت بیش از 1000 متر تشکیل شده است (سری جواهرده، رپین، 1365).

از آغاز مالم بالازدگی سرزمین های خزر جنبوی پایان می یابد و با پیشروی آب دریا که از اواخر لیاس آغاز شده بود فرونشینی آغاز می شود (شکل 2) شاید دلیل ضخامت زیاد رسوبات لیاس(مثلاً در ناحیه قفقاز به میزان 5000 متر) حرکات مهم ایزوستازی در این زمان بوده است.

بطور کلی آب و هوا در زمان لیاس زیرین گرم و مرطوب بوده و شرایط لازم جهت رشد گیاهان فراهم بوده است آثار ردپای دایناسورها در دشت کرمان و در ناحیه زیر آب مازندران طی دور لیاس تائیدی بر ادعای فوق است . (درویش زاده 1370)

همانطور که در شکل 2، جغرافیای دیرینه لیاس فوقانی دیده می شود در این هنگام در قسمت اعظم خاورمیانه پیشروی عمومی دریا آغاز می شود و محیطهای رسوبی متفاوتی بوجود می آیند از این شکل که مبنای کارهای کریم هولتر (Karym Holtz) در روسیه و داده های جمع آوری شده در فرهنگ چینه شناسی ایران (اشتوکلین، 1972 و اشتامپلی 1978) است بطور خلاصه اینچنین استفاده می شود که :

-      بر روی قاره اورازیا طی لیاس، بسیاری از مناطق از آب بیرون بوده و در آن رسوبات قاره ای بصورت حوضه های بزرگ و دریاچه ای همراه با رسوبات رس-ماسه ای زغال دار به جا گذاشته شده است. فرسایش محلی ارتفاعات (حاصل از چین خوردگی های هرسی نین و سیمرین پیشین) موجب انباشته شدن رسوبات تبخیری با ضخامت زیاد شد.

-      بین حوضه های قاره ای-دریاچه ای مذکور و حوزه دریایی، مناطقی با ویژگی های پارالیک یافت می شود که در آن برجستگی هایی از فاز کوهزایی سیمرین پیشین وجود داشته است. با پیشروی تدریجی و برگشت آب دریا که تا مالم ادامه داشت، رسوبات آهکی در این مناطق از اهمیت زیادتری برخوردار شد.

-      در حاشیه شمالی ریفت اقیانوس زاگرس، رسوبات دریایی گسترش زیاد داشته است (شکل 2) در همین زمان (اشکوب های توارسین-آآلنین)، رسوبات بادامو و معادل آن در ایران مرکزی ته نشین شده است.

-      فخر (1975 و 1977)، براساس مطالعه گیاهان فسیل سازند شمشک و مقایسه شاخ وبرگ آنهانتیجه گرفت که بطور کلی آب و هوای این زمان از نوع تقریباً حاره ای ولی در ابتدای رسوبگذاری آب و هوای گرم تر و خشک تر و در انتها رطوبت بیشتر بوده است. این مسئله ممکن است به تأثیر رستنی ها در روند افزایش رطوبت محیط در ارتباط باشد.

درشکل 3، وضعیت جغرافیایی دیرینه بخش شمالی ایران در حد کیمریجین-تیتونین نشان داده شده است (اشتامیلی، 1978)، بخش مربوط به شوروی سابق از کارهای Tsagabaev و دیگران (1973) و پلاتفرم توران از نوشته Sorskii و دیگران (1962) و در مورد قفقاز و سایر مناطق شوروی سابق از کارهای (Karym Holtz-1972) استفاده شده است (اشتامپلی 1978) در این نقشه با توجه با بخش جنوبی قفقاز که منطقه برآمده ای را در این زمان تشکیل میداده است. البرز غربی و مرکزی بصورت ساختمانی مستقل بنظر می آید. درحالی که در بخش شرقی البرز و کپه داغ، ساختمان هایی با حدود پالئوژئوگرافی متفاوت نسبت به امروز تشکیل میداده اند، منطقه جنوبی خزر در حال فرونشینی بوده و در حاشیه های آن رفته رفته بجای رسوبات سحلی و کم عمق، رسوبات عمیق دریایی ته نشین می شده که آهک لار و سازند شال نشانه آن است دریای مزبور در سمت شمال با دریای سیمرین و در سمت جنوب با اقیانوس تتیس (نئوتتیس)، در زمان حداکثر گستر شخود، در ارتباط بوده است (اشتامپلی، 1978)

در این زمان در حاشیه شمالی و غربی بلوک لوت، بخش برآمده ای وجود داشته است که بعدها یعنی در کرتاسه حالت ریفت بخود می گیرد. بخش برامده مذکور احتمالاً از اواخر ژوراسیک میانی شروع به تورم و التهاب کرده و نبود روسبات باژوسین تحتانی (سید امامی و همکار، 1990) و ماگماتیسم ایران مرکزی به سن 170-168 میلیون سال، ممکن است ناشی ازهمین حالت باشد (فاز لوتین-سیدامامی و همکار 1990) وضعیت ایران مرکزی در این ایام چندان مشخص نیست. ولی احتمالاً مانند توران حالت پلاتفرمی داشته و در آن رسوبات کم عمق ته نشین می شده است.

همانطور که در شکل 3 ملاحظه می کنیم مناطق زاگرس داخلی و قفقاز کوچک (جهت فلش ها) منطقه فلیشی شمار می آمده و مواد حاصل از تخریب قاره ها بسرعت در آن انباشته می شد.

همانطوری که قبلاً دیده ایم، در دوگر فوقانی و مالم، رخساره های دریایی گسترش زیادتری داشته و حوضه های رسوبی در حال فرونشینی بوده اند. در این زمان بسیاری از ساختارهای امروزی ایران (مانند البرز، ریفت های کرتاسه، و زاگرس داخلی) در حال تکوین بوده است. طی نیتونیک و نئوکومین، دریاپسروی داشته و در عین حال مناطق متحرک و فعال از آب بیرون آمده است و در نتیجه فرسایش آغاز می شود که بطور محلی گاه از اهمیت زیادی برخوردار است. به نحوی که آهک های اربیتولین دار کرتاسه بر روی سازندهای مختلف مزوزوئیک و گاهی پالئوزوئیک برجا مانده است. این مسئله را به حرکات کوهزایی سیمرین پسین در ارتباط میدانیم که در اواخر ژوراسیک اتفاق افتاده است.

منبع:http://www.gsi.irنویسنده سید مجید نبویه