ژوراسیک زیرین(لیاس)

تشکیلات شمشک:

نام آن از دهکده و معدن زغال شمشک در البرز مرکزی مشتق شده است. مقطع اصلی آنرا آسرتو در سالهای 1966 و 1968 در بالای دره روته در قسمت شرقی معدن زغال شمشک اندازه گیری و مطالعه نموده است. ضخامت این تشکیلات در مقطع اصلی 1027 متر است تشکیلات شمشک از تجمع سنگهائی چون ماسه سنگ، سیلتستون، شیل و کلیستون که بطور متناوب قرار گرفته و در مقطع اصلی دارای لایه های زغال نیز می باشد، تشکیل شده است.

چهار بخش سنگی با لیتوزون در تشکیلات شمشمک قابل تشخیص است.

1-    بخش ماسه سنگ زیرین: بضخامت 76متر تناوبی از ماسه سنگ های کوارتزی دانه ریز تا دانه متوسط و شیلهای ورقه ای نازک و شیلهای کربنه با آثار فسیل گیاهی است.

2-    بخش زغال دار زیرین: شامل 333 متر سیلت و سیلت رسی که با انترکالاسیون های فراوان زغال و فسیلهای گیاهی است.

3-    بخش ماسه سنگ بالائی: ک از 531 متر ماسه سنگ دانه متوسط و شیل حاوی آمونیت لاملی برانکیا، کرینوئیدآ، مرجان و آثار گیاهی تشکیل شده است.

4-    بخش زغال دار بالائی: بضخامت 87 متر متشکل از شیلهای رسی با لایه های زغال در قسمت زیرین و سیلتستونها وشیلهای مارنی در قسمت بالا با آثار فسیل گیاهان می باشد.

تشکیلات شمشک در مقطع اصلی با دگرشیبی بطور مشخص روی آهک های سیاه رنگ بخش "D" تشکیلات جیرود و خود با حد مشخص در زیر تشکیلات دلیچای قرار دارد.

حد نهائی طبقات شمشک در مقطع اصلی متعلق به اشکوب کالووین ولی در بعضی مقاطع به باتونین یا باژوسین بالایی می رسد. حد زیرین این تشکیلات نیز در برخی نقاط احتمالاً از تریاس بالائی شروع می گردد.

در تشکیلات زغالی شمشک دیواره (Mur) رگه های زغالی از شیل و سقف (Toit) آنها از ماسه سنگ می باشد. بنظر می رسد که چنین رسوباتی احتمالاً در حوضه های دلتائی تشکیل گردیده و دارای خصوصیات رسوبات سیکلوتماتیک باشد.

بارنارد (Barnard) فسیلهای گیاهی این تشکیلات در مقطع تیپ را مطالعه و سن هتانژین تا باتونین را باین تشکیلات داده است.

فسیلهای جانوری بخش 3 و 4 توسط فانتینی-سستینی (Fantini-Sestini)  در سال 1967 تشخیص داده شده است که عبارتست از:

-      Grammoceras cf. fluites

-      Pleuromaya uniodes

-      Inocera m us quenstedti, etc…

در تشکیلات شمشک حالت پیشوری دریا بخوبی مشهود است چنانکه هر چه از قاعده این تشکیلات به راس ان نزدیک می شویم، خواص و صفات دریائی بودن رسوبات بیشتر می شود.

ژوراسیک میانی(دوگر)

تشکیلات دلیچای

شتایگر(Steiger) در سال 1966 مقطع اصلی این تشکیلات را در کناره شرقی رودخانه دلیچای که در مسیر جاده دماوند به فیروزکوه در مشرق زرین کوه قرار دارد مطالعه و نامگذاری نمود. این تشکیلات که در مقطع اصلی 107 متر ضخامت دارد متشکل از آهکهای مارنی و ماسه ای با لایه بندی منظم و نازک برنگ سبز خاکستری همراه با انترکالاسیونهائی از شیل های مارنی می باشد.

قاعده این تشکیلات با اهک بطور محلی االیتی برنگ خاکستری که حاوی کنکرسیونهای لیمونیتی است مشخص است، تشکیلات دلیچای بطور هم شیب بین تشکیلات شمشک و آهکهای لار قرار دارد.

فسیل شناسان متعددی فسیلها و بخصوص آمونیت های تشکیلات دلیچای را مطالعه نموده اند که از جمله می توان ارنی (Erni) و فانتینی-سیتنی را نام برد.

مهمترین آمونیت های تشکیلات دلیچای عبارتست از:

-      Parkinsonia parkinsoni

-      Oppelia subradiata

-      Ebrayiceras pseudoanceps

که با بلمنیتلا، پلسی یودار، براکیوپودا و اکینید همراه می باشد.

بطور کلی سن تشکیلات دلیچای را از باژوسین پایانی تاکالووین پایانی می دانند ولی در مقطع تیپ آمونیتها سن باژوسین پایانی و باتونین را تعیین می نماید. در دره هراز آهکهای دلیچای متعلق به باتونین و کالووین است و در دره لار و دره کرج آمونیتهای تشکیلات  دلیچای به اشکوب کالووین و احیاناً به آکسفوردین آغازی تعلق دارد. (شکل 9)


ژوراسیک بالائی (مالم)

آهک (تشکیلات)لار:نام آن توسط آسرتو در سال 1966 از دره لار در البرز مرکزی گرفته و مقطع اصلی ان در شمال شرقی گرمابدر در دره لار (غرب دماوند) واقع است.

ضخامت این تشکیلات بین 250 الی 350 متر است که شامل آهکهای ضخیم لایه تا ماسیف برنگ خاکستری روشن و حاوی نودول و باندهای سفید یا بنفش چرت دار می باشد.

آهکهای لار بطور هم شیب روی تشکیلات دلیچای قرار دارد. روی تشکیلات لار را در بعضی نقاط ژیپس و ملافیرها و آهکهای کرتاسه زیرین (تشکیلات تیزکوه) و در بعضی نقاط-طبقات کرتاسه بالائی و یا بالاخره تشکیلات مختلف سئوزوئیک بطور دگر شیب می پوشاند. دومرگان (J.de.Morgan ) و شتال (Sthal) فسیلهای زیادی از آهک های لارجمع آوری نموده اند. که توسط دوویه (H.Douville) در سال 1905 و فیشر (E.Fisher) در سال 1915 تشخیص داده شه، سن این آهکها اکسفوردین –کیمریجین تعیین گردیده است.

در مقطع اصلی اسرتوبه آمونیتهای زیر اشاره کرده است.

-      Ataxioceras sp.

-      Orthosphinctes polygratus

-      Lithacoceras sp.

همچین دلنباخ (j.Dellenbach) در مشرق تهران آمونیت های زیر را در این تشکیلات نام برده است.

-      Perisphinctes virgulatus

-      P.Polygratus

سازند آبناک

این نام از دهکده آبناک در دره علیای جاجرود (البرز مرکزی) و بوسیله اسرتو (1966) انتخاب و معرفی شده است (اشتوکلین، 1972)

این سازند از نظر لیتولوژی وضعیت پیچیده داشته و مرکب از آهک های قیری تیره رنگ دولومیت تیره رنگ ماسیف و آهک های ضخیم لایه برنگ خاکستری روشن است. ضخامت آن بیش از 600 متر بوده و بطور هم شیب بر روی سازند شمشک قرار دارد ولی با یک دگرشیبی در زیر بخش خرسنگ از سازند تیزکوه (کرتاسه زیرین) دیده می شود. سن بخش زیرین سازند آبناک براساس فسیل های موجود کالووین و در نتیجه با بخش فوقانی سازند دلیچای معادل است. ولی در بخش بالایی آن به علت آنکه تاکنون فسیل مشخصی دیده نشده تعیین سن فسیل شناسی صورت نگرفته است. ولی از لحاظ موقعیت چینه شناسی بخش بالایی را با اهک لار معادل می دانند. بنابراین باید سن ارنا اکسفوردین کیمریجین محسوب داشت.

گسترش سازند آبناک محدود است و از دره علیای لار تا شمال کوه دماوند قابل تعقیب بوده ولی بعداض به آهک لار تبدیل می شود. ویژگی رخساره ها در دو سازند ابناک و کرسنگ نشان می دهد که در منطقه گسترش سازند آبناک و بخش مرکزی کوه های کلوم بسته، شرایط محیطی ژوراسیک فوقانی و کرتاسه زیرین با سایر مناطقی که در آن آهک های لار بجا گذاشته می شده متفاوت شده است. وجود دولومیت و آهک های قیری در سازند آبناک و حضور گدازه های آتشفشانی بازیک در بخش خرسنگ ممکن است موید وجود یک محور کم عمق(برجستگی زیر دریایی) در ناحیه باشد.