حـرکـات کـوهـزايـي کـالـدونـيـن

 کوهزايي کالدونين درارتباط با پيدايش رشته کوههايي در محل تقريبي اقيانوس اطلس شمالي فعلي است. بهعبارت ديگر بعلت برخورد قطعات مختلف اورازيا ، اين کوهزايي شکل گرفته است . اکثر زمين شناسان ايراني اثرات کوهزايي کالدونين را در ايران بصورت خشکيزايي مي‌دانند . با اين وجود برخي از شواهد جزئي که حاکي از فعاليت کوهزايي است موجب شده که اتفاق نظر در اين مورد وجود نداشته باشد . در ايران مرکزي در سيلورين پسين ، رسوبات ماسه سنگ قرمز به همراه ژيپس مربوط به سازندپادها  نهشته شده است . در زاگرس رسوبات اردوويسين فوقاني - سيلورين با نبود چينه شناسي همراه بوده که اين وضعيت تا کربونيفر ادامه داشته و باعث شده نهشته‌هاي پرمين بصورت دگرشيب بروي اردوويسين قرار گيرد ، بجز در بخشهايي در شمال بندرعباس ، در پهنة سنندج- سيرجان نيز رسوبات سيلورين-اردوويسين وجود ندارد . در کوههاي تالش البرز رسوبات سيلورين فوقاني- دونين زيرين ديده نمي‌شود. همه اين شواهد دال بر اين است که پوستة ايران در اين دورة زماني خارج از آب بوده است . در جنوب گنبد کاووس فازهاي تخريبي مهمي که حاکي از خشکي‌زايي است مشخص شده
است . در ناحية خوش ييلاق البرز شرقي حدفاصل شاهرود تا آزادشهر ، آثاري از بازالتهاي آتشفشاني ديده مي‌شود که به آنها بازالتهاي سلطان ميدان گويند که نشان ازشواهد کوهزايي است . در آذرباييجان غربي و ماکو رسوبات فسـيـل‌دار ، دگرگوني ضعيفي را نشان مي‌دهد . دگـرشـيـبـي‌هاي محلي در بخشهايي از البرز حدفاصل دونين مياني وبالايي ، کربونيفر و پرمين ديده مي‌شود که به عقيده نبوي اين دگرشيبي‌ها مرتبط با کوهزايي کالدونين است .

حــرکـات کـوهـزایـی
هـرسـیـنـیـن

کوهزایی هرسینین در اثر
برخورد گندوآنای شمالی با اروپا بوجود آمده است . همزمان با این کوهزایی در مناطق دیگر جهان نیز برخوردهایی صورت گرفته است .
از جمله برخورد گندوآنا با آمریکای شمالی که تحت عنوان کوهزایی آپالاشین شناخته می‌شود
. از برخورد بخشهایی از چین با قطعاتی از آسیا و سیبری نیز کوهزایی اورالین شکل
گرفته است . کوهزایی هرسینین نیز مشابه  کالدونین در ایران توسط برخی از زمین شناسان بصورت خشکی‌زایی تفسیر شده است .
افرادی مثل « نبوی ، اشتوکلین ، بربریان ، اشتامکلین » حرکات هرسینین ایران را از
نوع خشکی‌زایی می دانند. اما بررسیهای جدید شواهد کوهزایی را در ایران نشان می‌دهد

در نواحی ماسوله ،
گرانیت‌هایی ، سنگهای دگرگونی منطقة گشت را بریده‌اند که سن برخی از این گرانیت‌ها
مزوزوئیک و قسمت‌هایی پالئوزوئیک زیرین تا فوقانی است . شیست‌های دگرگون شده ناحیة
ماسوله سن مطلق 375 میلیون سال را نشان می‌دهند که می‌تواند مرتبط با هرسینین یا
کالدونین پسین باشد . در ایران مرکزی منطقه پشت بادام واحدهای پرموتریاس بدون اثر
دگرگونی روی سنگهای دگرگونی با سن 300 میلیون سال قرار گرفته‌اند . سینیت‌های شمال
غرب تبریز و ناحیه جلفا و همچنین سینیت‌های آجری رنگ ناحیه مرند بعد از دونین و
قبل از پرمین نشانگر حرکات هرسینین در شمال غرب ایران است .


فاز زمین ساختی کالدونین

شواهد زمین شناسی آشکاری مانند ماگماتیسم اسیدی (داسیت تا ریوداسیت) در سازند لالون در محدوده قلعه چای عجب شیر، و دگرگونی های ماکو را بربریان به این فاز نسبت داده است. همچنین در سرگز آتشفشان های دگرگون شده و اسلیت ها نیز به این فاز نسبت داده می شود. چین خوردگی و گسلش برای این فاز در ایران نمی شناسیم. بنظر می رسد تغییرات شرایط رخساره ای حوضه های رسوبی و نبودهای چینی شناسی و خشکی زایی در ایران از ویژگی های این فاز می باشد. بر این مبنا میتوان گفت که این فاز از اواخر کامبرین پیشین، سبب تغییراتی شده، به گونه ای که رخساره های دریایی باروت – زاگون به رخساره های قاره ای لالون تبدیل شده و تا اواخر دونین میانی، یعنی هیاتوس ایفلین (شکل 2-12) ادامه یافته است. بیشتر پژوهشگران، از این فاز به عنوان فاز خشکی زایی نام برده اند.

به نر می رسد در این رخداد زمین ساختی، یک فاز کششی که با فعالیت آتشفشانی همراه بوده، وجود داشته که اوج  آن در اردوویسین و سیلورین بوده است. چنان که در منطقه شاهرود (خوش ییلاق، سلطان میدان، بسطام) یک دسته سنگ بازالتی وجود ددارد، همچنین در سنگ های سازند نیور نیز یک حجم های زیادی سنگ آتشفشانی گزارش شده است. در ایران مرکزی بخش هیا بالای سازند میلا، ویژگی های سنگ نگاری توف زادی را نشان می دهند. هوشمندزاده (1367) از یک فاز شدید ماگماتیسم در ایران مرکزی و زون سنندج-سیرجان در زمان اردوویسین-سیلورین یاد می کند.


 


 

2-8-3 رخدادهای زمین ساخت هرسینین

برپایه شواهد زمین شناسی رخداد این فاز در ایران، از اوایل دونین پسین شروع و تا اواخر ترایس پیشین و اوایل تریاس میانی ادامه می یابد. به علت اینکه در این فاز، ماگماتیسم نفوذی، دگرگونی و چین خوردگی قابل توجهی وجود نداشته، نقش این فاز اغلب در ایران نادیده گرفته شده است. به بیان دیگر، در این فاز، رخدادهای کششی مطرح بوده است و نه رخدادهای فشارشی.

در این فاز، دریای تتیس در شمال ایران خلق می شود که از آن با نام تتیس دوم یاد شد. در حقیقت باید خلق دریای تتیس و تحلیل رفتن آن و پدیده های وابسته، همانند حجم سترگ سنگ های آتشفشانی (اغلب بازالتی) را از پدیده های عمده این رخداد یاد کرد. گفته شد که پدیده های عمده این رخداد یاد کرد. گفته شد که پدیده های مهم این فاز از نوع کششی همراه با فعالیت آتشفشانی و خلق حوضه های دریایی و پیشروی و پسروی آنها بوده است.

عمده این رخدادها عبارتند از:

- پیشروی دریاها در اوایل دونین پسین(تشکیل سازندهای جیرود در البرز و بهرام 2 در ایران مرکزی و طبس) و پسروی آن در اواخر دونین.

- پیشروی دریا در پرمین پیشین و پسروی آن در اواخر پرمین و ایجاد شرایط خشکی در پاره ای از نقاط.

عنوان کتاب : دیباچه ای بر زمین شناسی اقتصادی ایران نويسنده : منصور قربانی  عنوان زير فصل : 2-8 فازهای زمین ساختی و کوهزایی در ایران زمین