گسل شمال تبريز
گسل شمال تبريز را مي توان به عنوان فعالترين روند لرزه زمينساختي در شمال باختر ايران مرکزي (گستره آذربايجان) معرفي نمود؛ به طوري که رويداد 12 زمينلرزه تاريخي (به ويژه زمينلرزه هاي ويرانگر 1100 و 1158 خورشيدي تبريز) را به اين گسل نسبت داده اند (زارع، 1374الف).
گسل شمال تبريز بخشي از خط ساختاري تبريز- زنجان است و با طول حدود 150 کيلومتر از کوه ميشو در باختر تا جنوب خاور "بستان آباد" در خاور گسترده شده است. اين گسل از شمال ارالان (در شمال درياچه اروميه) به سوي شمال تبريز ادامه داشته و در باختر ارالان به گسل تسوج مي رسد. گسل کم و بيش قائم بوده و بخش جنوبي آن (دشت تبريز-صوفيان) حدود 40 متر فروافتاده است (Berberian, 1976; 1994).
روند عمومي گسل شمال تبريز N115E و شيب آن قائم است و بهترين اثر سطحي آن در بلافصل شمال تبريز ديده مي‎شود؛ به همين دليل گسل تبريز نامگذاري شده است. نبوي (1355) معتقد است که ادامه جنوب خاوري اين گسل ممکن است به صورت گسل قم- زفره باشد که کوير قم-کاشان ارتباط آن را از نظر مخفي کرده است و در اين صورت نبايد اين گسل را به آذربايجان محدود کرد زيرا تا مرکز ايران اثر آن قابل تعقيب مي باشد (آقانباتي، 1383).
به عقيده (Berberian & Yeats (1999، گسل شمال تبريز يک ساختار پيچيده با روند شمال باختري است که شواهد حاصل از تصاوير منطقه، نشان از حرکت راستگرد با جابجايي قائم بلوک شمالي آن دارد. اين گسل در شمال باختري با پهنه اي از گسلهاي معکوس واقع در شمال درياچه اروميه ادغام مي شود که به سمت باختر– جنوب باختر تمايل دارند (گسلهاي صوفيان و تسوج؛ شکل10). گسل شمال تبريز در جنوب خاور نيز با پهنه ديگري از گسلهاي معکوس ادغام مي شود که به سمت باختر– شمال باختر تمايل دارند (گسلهاي شمال و جنوب بزغوش، دوزدوزان و گسل جنوب سراب). سامانه گسلي شمال تبريز و گسلهاي معکوس مجاور آن بر اثر رويداد سه زمينلرزه در فاصله زماني 65 ساله از 1721 تا 1786 بطور کامل از جنوب خاوري تا شمال باختري گسيخته شده است:

· زمينلرزه شبلي با بزرگاي تخميني Ms = 7.3 و شدت I0 = IX + در جنوب خاوري گسل تبريز در 26 آوريل 1721 ميلادي با بيش از 35 کيلومتر گسيختگي سطحي.
· زمينلرزه تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 7.4 و شدت I0 = IX + در شمال باختري گسل تبريز در 8 ژانويه1780 ميلادي با بيش از 42 کيلومتر گسيختگي سطحي و 2 تا 4 متر جدايش قائم.
· زمينلرزه مرند – ميشو با بزرگاي تخميني Ms = 6.3 و شدت I0 = VIII در اکتبر 1786 در گسل معکوس ميشو و قطعه صوفيان از گسل شمال تبريز

شکل10. پهنه مهلرزه اي زمينلرزه هاي تاريخي و دستگاهي بزرگ گستره گسل شمال تبريز. گسيختگي سطحي مرتبط با زمينلرزه هاي 1721 و 1780ميلادي با خط ضخيم نمايش داده شده است (Berberian & Yeats, 1999).

علاوه بر سه زمينلرزه فوق که سبب گسيختگي در طول گسل تبريز شده اند زمينلرزه هاي ديگري نيز متاثر از گسل شمال تبريز رويداده اند که از لرزه زا بودن اين گسل حکايت دارند (Berberian, 1994): · زمينلرزه 858 ميلادي در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 6.0 و شدت I0 =VII +.
· زمينلرزه 4 نوامبر 1042 ميلادي در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 7.3 و شدت I0 =IX +.
· زمينلرزه 15 ژانويه 1273 ميلادي در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 6.5 و شدت I0 =VIII +.
· زمينلرزه 7 نوامبر 1304 در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 6.7 و شدت I0 =VIII +.
· زمينلرزه سال 1550 ميلادي در تبريز
· زمينلرزه 5 فوريه 1641 در گستره تبريز – ده خرقان با بزرگاي تخميني Ms = 6.8 و شدت I0 =VIII +
· زمينلرزه 12 مارس 1717 ميلادي در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 5.9 و شدت I0 =VII +.
· زمينلرزه 4 اکتبر 1856 در تبريز با بزرگاي تخميني Ms = 4.6 و شدت I0 =VI .
· زمينلرزه 7 ژانويه 1880 در تبريز
· زمينلرزه 3 مي 1883 در دوزدوزان با بزرگاي تخميني Ms = 6.2 و شدت I0 =VIII در اثر فعاليت گسل شمال بزغوش يا دوزدوزان.
همچنين گسيختگي هاي حاصل از زمينلرزه هاي 11 ژوئيه 1807 تسوج با بزرگاي تخميني Ms=5.5 و شدتI0=VII+ و 22 مارس 1879 در گستره بزغوش- گرمرود با بزرگاي تخميني Ms=6.7 و شدتI0 =VIII+، نشان از فعال و لرزه زا بودن دو گسل تسوج و بزغوش در گستره شمال باختري ايران دارد.

گسل شهداد
اين گسل در واقع يک سامانه گسلي رورانده است که در حاشيه باختري بلوک لوت و خاور پهنه گسلي گوک قرار دارد.
اين سامانه متشکل از تعدادي شاخه (دست کم 3 شاخه) ميباشد كه به شكل كماني از حدوداً 4 كيلومتري خاور روستاي چهارفرسخ آغاز و تا جنوب روستاي كشيت ادامه مييابد. روند اين پهنه گسلي متغير بوده، در انتهاي شمالي به خاوري- باختري و در انتهاي جنوبي به شمالي- جنوبي نزديك ميشود. طول آن بيش از 120 كيلومتر و تحدب و رانش آن به سمت شمال خاور است. اين پهنه گسلي سازوكار رورانده داشته و شيب آن به سمت جنوب باختر ميباشد. پهناي اين سامانه گسلي رورانده در قسمت مياني كه بيشترين جابجايي را دارد، حدوداً 15 كيلومتر است (شکلهاي11 و 14).
(Fielding et al. (2004، معتقد است که دگرريختي در امتداد سامانه گسلي شهداد، بدون لرزه صورت مي گيرد.

شکل11: سامانه گسلي شهداد در خاور کوههاي اباريق (Berberian et al., 2001).

گسل عباس آباد
اين گسل در بخش شمالي پلاياي سبزوار و بخش جنوبي جاده اصلي عباس آباد-سبزوار (جنوب عباس آباد) واقع است. طول گسل 20 کيلومتر بوده و نقشه آن توسط Krinsley تهيه شده است. بخش شمالي گسل به سمت بالا حرکت کرده و به نظر مي رسد حرکت افقي راستگرد در پلايا داشته است. هيچ رومرکزي در بازه زماني 1900 تا 1976 ميلادي بر رو يا نزديک گسل قرار نمي گيرد (Berberian, 1976).
گسل کاشان
گسل کاشان اولين بار در سال 1972 ميلادي تحت عنوان گسل فين معرفي شده است. گسل کاشان سبب رانده شدن نهشته هاي کواترنر دشت کاشان با تمايلي به سمت شمال خاور گرديده است. توجه داشته باشيد که اگر چه زمينلرزه هاي تاريخي متعددي در گستره کاشان روي داده ولي رومرکز زمينلرزه سده بيستم و بيست و يکم مشخصي در اين ناحيه ديده نمي شود. حسامي و جمالي (1996) گسلي تحت عنوان گسل "سن سن" را با روندي شمالي-جنوبي در 14 کيلومتري شمال شهر کاشان گزارش کرده اند. اين گسل با پرتگاهي به طول حدود 2 کيلومتر قابل مشاهده است؛ به طوري که در مرتفع ترين بخش پرتگاه، ارتفاع آن حدود 2.5 متر است. نظر به جابجايي آبراهه ها، گسل سن سن، گسلي امتداد لغز راستگرد است. با توجه به قديمي ترين نهشته هايي که بر روي بخشهاي غير برشي شده پهنه گسل واقع گرديده اند؛ سن شروع بالا آمدگي و تشکيل اين پرتگاه گسلي از اواخر هولوسن است. با توجه به قرار گرفتن پهنه مهلرزه اي زمينلرزه 25/9/1157 هجري قمري کاشان بر روي اين پرتگاه گسلي، گسل مذکور لرزه زا است (شاه پسندزاده و حيدري، 1376). موقعيت گسل در شکل9 مشخص است.
گسل کلمرد
حيدري و زارع (1374الف) به نقل از (Berberian (1976 اظهار مي کنند، قسمت شمالي اين گسل درناحيه شيرگشت، گسل چاه سرب ناميده مي شود و بخش جنوبي در ناحيه کلمرد، گسل کلمرد ناميده شده است. گسل چاه سرب، يک گسلش شمال، شمال خاور- جنوب، جنوب باختر در ناحيه شيرگشت (ناحيه طبس، خاور ايران) در گوشه شمال باختري کوههاي درنجال دارد. اين گسل يک پهنه عريض خرد شده را بوجود آورده است. سمت شمال باختر تپه هاي شمال خاور چشمه شورم (Shorm) در واقع يک پرتگاه گسلي است و مرز تندي با دشتي که شيبهاي شمال خاور را مي پوشانند، بوجود آورده است. اختلاف ارتفاع بين اين دو قسمت در حدود 200 متر است. گسل همه ساختارهاي کوههاي پيرحاجات را قطع کرده است و يک فراز واضح در باختر معدن چاه سرب ايجاد کرده است و در شيرگشت باعث جدايي دو رخساره در پرمين و کرتاسه شده است. اين گسل به احتمال خيلي زياد، يک گسل امتدادلغز مي باشد که تغيير مکان افقي در حدود 40 تا 50 کيلومتر ايجاد کرده است. گسل کلمرد، قديمي است و در طول عملکرد کوهزايي هاي مختلف، دوباره فعال شده است. در ناحيه کلمرد، گسل شيب 75 درجه به سمت باختر دارد و پهنه کلمرد بر روي قسمت خاوري رانده شده است. اين گسل در طول بيش از 250 کيلومتر ادامه دارد. ساز و کار آن، معکوس بزرگ زاويه با مؤلفه جابجايي افقي مي باشد و هيچ رومركزي در بازه زماني 1900 تا 1976 ميلادي بر روي گسل به ثبت نرسيده است.
گسل کوهبنان
براي اولين بار، هوکريده و همکاران (1962)، گسل کوهبنان را با امتداد شمال باختري- جنوب خاوري در شمال باختر کرمان شناسايي نمودند. ايشان جابجايي راستگرد آبراهه ها را نيز در 80 کيلومتري جنوب روستاي کوهبنان تشخيص داده اند. پهنه گسلي کوهبنان با برشها و آردسنگهاي گسلي به ضخامت 30-40 متر در مرز کوه و دشت ديده مي شود (Berberian, 1976;1983).
اين گسل، به صورت يک سامانه گسلي (fault system) بوده و يکي از روندهاي ساختاري ايران مرکزي به شمار مي رود که تمرکز رومرکز زمينلرزه ها در امتداد آن زياد است (شکل12).

شکل 12: پهنه هاي مهلرزه اي زمينلرزه هاي تاريخي و دستگاهي در امتداد سامانه گسلي امتدادلغز کوهبنان و شاخه هاي رورانده آن (Berberian, 2005).

اين گسل از شمال باختر بهاباد آغاز مي گردد و در راستاي جنوب خاوري به طول حدود 160 كيلومتر تا جنوب خاور زرند ادامه مي يابد. گسل كوهبنان خود تشكيل يافته از چند قطعه گسلي كوتاه و بلند است كه در دو انتهاي خود به صورت همپوشان نسبت به يكديگر قرار گرفته اند. تمامي اين قطعه هاي گسلي داراي ساز و كار راستالغز راستگرد و معکوس مي باشند. اين گسل در انتهاي جنوب خاوري، به شاخه هاي ترافشاري خود (راندگي هاي تيگور، پاسو (پسيب) و بازرگان) ختم مي گردد (نواب پور، شيخ الاسلامي1383).
به نظر شاه پسندزاده و حيدري (1375)، گسل کوهبنان باعث رانده شدن سنگهاي پالئوزوئيک در شمال خاور بر روي نهشته هاي آبرفتي کواترنري در جنوب باختر گرديده است. بنابراين گسل کوهبنان جنبشي معکوس-رانده را در اوايل کواترنري نشان مي دهد. عليرغم مسئله مذکور، نظر به اندازه گيري خش لغزهاي سطح گسل در ناحيه گيسک و باب تنگل (درتنگل) و همچنين سازوکار ژرفي زمينلرزه 29/9/1356 خورشيدي گيسک زرند، جنبش اخير گسل کوهبنان در اين ناحيه به صورت گسلش امتدادلغز راستگرد بوده است. شايان ذکر است وجود درزها، شکافها و فرونشست هايي با روند N20E تا N-S در پهنه گسلي کوهبنان که در اثر زمينلرزه مذکور ايجاد شده اند، حرکت امتدادلغز راستگرد اين گسل را تأييد مي کنند.
سامانه گسلي کوهبنان به عنوان يکي از لرزه خيزترين روندهاي ساختاري در گستره استان کرمان مطرح است.
به اعتقاد اين محققان، زمينلرزه هاي ويرانگر زير ناشي از جنبش اين گسل بوده است:
· 28/10/1242 خورشيدي کرمان- چترود (Ms=6)
· 24/5/1250 خورشيدي چترود
· 2/1254 خورشيدي کوهبنان (Ms=6)
· 2/3/1276 خورشيدي کرمان- چترود (Ms=5.7)
· 8/9/1312 خورشيدي شمال بهاباد (mb=6.4)
· 29/9/1356 خورشيدي گيسک- زرند (باب تنگل) (Ms=5.7) که سبب کشته شدن بيش از 665 نفر و مجروح شدن 260 تن گرديد.