9-1-15-4-فشرده یافته ها

1- انباشته های ناحیه کال کافی شکلی تخم مرغ مانند دارند با گستره 6/0*4/1 کیلومتر مربع وابسته اند به همبری استوک گرانیتوئید بیوتیتی که بدرون گرانیت های هورنبلند، گرانیتوسینیت و سینیت های متعلق به فازنخست نفوذ کرده اند. کانه سازی وابسته است به زونهایی با درزه دار شدگی شدید و خردشدگی هایی که در اثر برخورد گسله های شمالی-جنوبی و خاوری-باختری پدید آمده اند.

2- پیدایش کانسار در گامهایی چند انجامیده است که جابجایی های تکتونیکی را پدید آورده است. در نخستین گامها پس از پیدایش زونهای فلدسپاتی شدن و سیلیسی شدن نخستین، مولیبدنیت بصورت رگه های نازک و آغشتگی های تک کانی در سنگی انباشته شده است که بیشتر، دگرسانی را داشته است. این فاز با انباشتگی کوارتز به همراه کانه های پیریت، مولیبدنیت و کالکوپیریت دنبال شده است.

پس از توقفی، رگه ها و زونهای کانی سازی طلا-پلی متالیک جایگزین شده اند.

3- نخستین بررسی ها نشان می دهد که کال کافی انباشته ای است از مس، مولیبدن از نوع متوسط با ذخیره ای برابر حدود 245 میلیون تن، با عیار 26/0 درصد مس و 026/0 درصد مولیبدن و هم ارزی مولیبدن 064/0 درصد.

4- بخش خاوری کانسار با افزایش ذخیره و کاهش عیار مولیبدن مشخص است. سطح فرسایش کانسار زیاد ژرف نیست. بررسی های ژئوشیمیایی و زمین شناسی نشان می دهد که کانه تا ژرفای 500 متر و حتی بیشتر ادامه می یابد. بررسی های آینده می تواند گویای ذخیره ای بیشتر برای کانسار باشد.

5- فزون بر مس و مولیبدن، کانه در برگیرنده طلاست که می تواند ارزش اقتصادی آنرا بالا برد. سریهای از گسله ها با روند شمالی-جنوبی که نشان دهنده طلای تأخیری برای کانسار است، در توده معدنی مشاهده شده است.

6- آنالیز های جدایش کانه نشان داد که بایک فلوشیت استاندارد می توان به جدایش کانه هاپرداخت، تغلیظ شده های کانه دربرگیرنده طلا ،نقره، روی، سرب اند و چند عنصر کمیاب نیز نظیر اورانیوم، سلنیوم و تلوریوم در آن پیدا شد.

7- کانسار کال کافی را می توان به یک کانسار متوسط با عیار کم مس و مولیبدن دانست. معدن کاری جهانی گویای این است که کانسارهایی از این نوع بهره برداری شده اند. برای پی بردن به ارزش اقتصادی این کانسار، بررسی پیشرفته تر با آنالیز پارامترهای اقتصادی این کانسار الزامی است.

الف-ادامه گمانه زنیها با شبکه ای 200*200 متر، توجه بیشتر باید به نواحی شمالی و باختری معطوف شود که در آن کشف زونهای جدید در ژرفاهای محلی 150*200 متر امکان پذیر است.

ب- برای کنترل گمانه زنی و نمونه برداری حفر یک چاه با دستکهایی در اطراف یکی از چاهها، مثلا ًچاه شماره 224 ضروری است.

ج- برای تخمین و ارزیابی کانی سازی پلی متالیک-طلا انجام یک پژوهش تفصیلی بر روی آن الزامی است. این بررسی باید با تلفیق اطلاعات زمین شناسی، ژئوفیزیکی و گمانه زنی باشد.

2-15-4-نشانه معدنی پیروزی

نشانه معدنی پیروزی، در 20 کیلومتری خاور نخلک، 7/4 کیلومتری جنوب جاده انارک-خور جای دارد. در اینجا یک زون بشدت دگرسانی گرمابی(متاسوماتیک) در ولکانیک ها، که دارای پیریت است و همراه مولیبدن و کانی سازی پلی متالیک، در جریان برداشتهای زمین شناسی 1:20000 در ناحیه کشف شد. سپس این ناحیه با گمانه زنی مورد جستجو قرار گرفت. از ناحیه ای دربرگیرنده سنگهای دگرسان نقشه زمین شناسی 1:5000 تهیه شد. برنامه اکتشافی، دربرگیرنده بررسی های ژئوفیزیکی (منیتومتری و بررسی های الکتریکی) ،برداشت های زمین شناسی، گمانه زنی و نمونه برداری های مغزه، و ژئوشیمی بود.

ا زدیدگاه ژئومورفولوژی، ناحیه مورد بررسی بخشی از یک ناحیه جلگه ای است با تپه های کوتاه که از سوی جنوب خاوری به پای تپه های کوه کشکی می پیوندد. تپه ها با شیب ملایم و از ولکانیک های دگرسان گرمابی و سنگهای نیمه ژرف و نیز سنگهای پیروکلاستیک رسوبی پدید آمده اند.

1-2-15-4-ویژگی های زمین شناسی

ناحیه مورد بررسی بوسیله سنگهای آذرین خروجی و گونه های هم ماگمایی آنها پوشیده شده است. مقادیری کم آهک، ماسه سنگ و گراول، میان لایه هایی را در افق های بالایی سنگهای آذرین خروجی می سازند. در مجموع ناحیه بوسیله سنگهای آتش فشانی و آتش فشانی – رسوبی با سن ائوسن پوشیده شده است.

سنگهای ائوسن از دو واحد پدید آمده اند: واحد زیرین از کنگلومراهای توفی (E1+C) که بقایای کوچک اند از توده ای نیمه ژرف در بخش خاوری ناحیه. این واحد بگونه ای همساز بوسیله واحد بالایی شامل توف، توف-برش و لاواهای تراکی آندزیت پوشیده می شود.

نیمه ژرف ها که بخش خاوری انباشته را می پوشانند ، بصورت توده های ایزومترند با نمادی سینوسی و با زبانه هایی که بسوی سنگ میزبان گسترده شده است. توده نیمه ژرف از تراکی آندزیت پدید آمده که بخش های پائینی آن به دیوریت پورفیری و گرانودیوریت پورفیری تبدیل می شود.

2-2-15-4-دگرسانیها

دگرسانیهای پروپیلیتی شدن، فلدسپاتی شدن، سیلیسی شدن، آرژیلی شدن در سنگهای آتش فشانی پیشرفت کرده است. پروپیلیتی شدن و آرژیلی شدن نخستین و گسترده ترین دگرسانی است که بوسیله روش های ژئوفیزیکی به آسانی قابل ردیابی است. این پدید نخستین گام در دگرسانی ناحیه است که پس از جایگیری سنگهای نیمه ژرف بر ناحیه رخ داده است و در راستای گسله ای با روند NW-NE خویش را نشان می دهد. این فرایند ها فنوکریستال ها را دگرسان می کند و سرانجام در سنگ کانیهای کلریت، کربنات، اکسید آهن و گهگاه نیز اکتینولیت، اپیدوت، کلریت و کربنات پدید می آورد ،پروپیلیتی شدن همه سنگها را در بر می گیرد.

فلدسپاتی شدن بگونه ای محلی در دره ها دیده می شود. بسوی مرکز توده شدت آن افزایش می یابد، بویژه بسوی ژرفا، بموجب یک قاعده کلی اورتوکلازهای گلی رنگ به همراه کوارتز بعد از فلدسپات تکوین می یابد بیوتیت در مجموع پس از هورنبلند پدید می آید.

سیلیسی شدن نیز پدیده ای محلی است و در بخش شمالی دیده می شود. گاه فلدسپاتی شدن با کوارتز همراه است. سیلیسی شدن نیز همانند فلدسپاتی شدن پیش از پیدایش مولیبدنیت رخ داده است.

آرژیلی شدن تأخیری نیز پدیده ای محلی است و با زونهای دوباره فعال شده پروپیلیتی مربوط است. کربناتی شدن ،کربنات های نوزاد همراه با پروپیلیتی شدن و احتمالاً با آرژیلی شدن درناحیه خاوری پیروزی پراکنده و فراوان است.

3-2-15-4-کانی سازی

ولکانیتهای دگرسان شده متاسوماتیک همراه با کانی سازی سولفوره زونی را می سازند به ابعاد 5/1*5/2 کیلومتر. بجز چند برونزد که در آنها کانی سازی سوپرژن بسیار کم مایه ای در درزه های درون ولکانیت های آرژیلی شده دیده می شود تراکی آندزیت های نیمه ژرف با آهکهای سیلیسی شدن نشانی از کانی سازی سولفوره اساساً به سنگهیا پروپیلیتی شده و آرژیلی شده در همبری زونی میان توده های ولکانیک و نیمه ژرف، وابسته است و معمولاً به زونهای درزه دار شدگی و انشعابی از گسله هایی با روند NS، NW-NE وابسته اند. گسله هایی که کانی را در خود پذیرفته اند. روند NS و شیب 45 تا 60 بسوی باختر دارند. بر پایه ترکیب کانی، کانی سازی به دو نوع مولیبدن و چند فلزی بخش شدنی است که هر دو با پیریتی شدن شدید همراهند.

کانی سازی مولیبدن درون مغزه های گمانه، در ولکانیک های دگرسان وسنگ آهک پیدا شده است. مولیبدن تک کانیهایی را در شبکه های با قطر 3 تا 5 میلی متر، باروریها، رگه ای موئین و قشرها و پوسته هایی را در سنگهای ولکانیک بشدت درزه دار آرژیلی شده و فلدسپایت شده پدید می آورد. در نمونه های دستی مولیبدن در سنگی خاکستری، فشرده و متراکم و شکسته همراه با پیریت بسیار متراکم ریزدانه، خودنمایی می کند. در مقاطع صیقلی پیریت، گالن و اسفالریت همراه با رگه های کوارتز دیده می شود. در مجموع عیار مولیبدن پائین است و از 002/0% بیشتر نیست. بندرت فواصلی در گمانه با عیار 02/0 تا 005/0 درصد دیده می شود. زونهای با عیار بالای مولیبدن در گمانه های 45 و 47 دیده شده است.

4-2-15-4-فشرده

کانسار پیروزی در زونی گسترده از سنگهای نیمه ژرف دگرسان شده متاسوماتیک ائوسن، در همبری توده های نیمه ژرف تراکی آندزیت جای دارد.

کانه پیریت به سنگهای ولکانیک آرژیلی و آتش فشانی-رسوبی وابستگی دارد و بوسیله سیستمی از گسله های NS و NE-NW کنترل می شود.

دو گونه کانی سازی دیده می شود، مولیبدن و پلی متال، گمانه ها تنها فواصلی کوتاه از کانی سازی را قطع می کند. بر روی هم ،کانی سازی با عیار پائین از مولیبدن 002/0 تا 006/0 درصد، سرب 9/1-52/0% مس تا 25/0% و طلا تا 2/0 گرم در تن مشخص می شود.

بررسیهای گوناگون زمین شناسی، گمانه زنی، ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی نشانه می دهد که درون زون دگرسانی متاسوماتیک کانی سازی اقتصادی وجود ندارد. در عین حال بودن یک زون کانی سازی افشان مولیبدن درون سنگهای ولکانیک ائوسن باید انگیزه ای برای پژوهش باشد.

3-15-4-مس در ناحیه چاه خربزه

در این ناحیه 18 نشانه معدنی مس دیده شده است که آنرا می توان به سه گروه تقسیم کرد.

گروه نخستین، در شمال این ناحیهف به گسله ای با روند تقریباً خاوری-باختری ارتباط دارد و درون شیست های درختک پدید آمده است. زونهای لیمونیتی شده در شیست ها در راستای گسله ها دیده می شود. در سه نقطه جدا این زونها دربرگیرنده باروریها و آغشتگی های کانیهای ثانویه مس اند. زونها شیب عمودی دارند. و یا شیب تند 80 درجه بسوی شمال. کشیدگی نقاط کانیدار از 2 تا 10 متر و ستبرای آنها 5/0 تا 1 متر است. بر پایه آنالیزهای شیمیایی از چهار نمونه شیاری، عیار مس به 34/0% می رسد.

گروه دوم بوسیله 9 نشانه مس در ناحیه شیست های چاه گربه مشخص می شود که به همبری گسله ی مرمرها و شیست ها و نیز به گسله های مورب در همان سنگها ارتباط دارد. کانی سازی با قشرها و پوسته های کانی و شبکه های کانی سازی ثانویه مس و زونها در خردشدگی مرمرها در همبریشان با شیستها دیده می شود.

پرمایه ترین کانی سازی از این گونه در 500 متری شمال باختری چاه خربزه در کانسار چاه میله جای دارد. دو تونل در آنجا دیده می شود که زون کانه داری را نمایان می سازد که وابسته به گسله های است با شیب 70 درجه بسوی شمال باختر و انشعاب های گسلی فروافتاده آن که ساختمان کنترل کننده کانی را در چاه میله نمایان می سازد. گسله فروافتاده شیبی برابر 80درجه بسوی شمال خاور دارد. کانی سازی در زون برشی شده مرمر پدید آمده است و از کانیهای ثانویه مس فراهم آمده است که بصورت پوسته، پوشش و پاکت هایند. گسترش کانی سازی تا 5 متر است. آنالیز دو نمونه شیاری عیار مس را 45/0% و عیار سرب را 61/0% نشان داد. مقدار نقره در یک نمونه 2/27 گرم بود. گروه سوم شامل 6 نشانه معدنی، که 5 تای آنها در بخش مرکزی اند و یکی در بخش جنوبی ناحیه. اینها در شکستگی هایی بازیک اولترابازیک و در همبریشان با شیست ها رخ داده اند. کانی سازی بوسیله پوسته ها، بگونه ای کمتر بوسیله پاکت های کانیهای ثانویه برونزد دارند. ستبرای بخش کانی سازی شده از 2/0 تا 8 متر تغییر می کند، و گسترش آن از یک تا 15 متر. آنالیز شیمیائی 15نمونه شیاری، مس را در یکی دو مورد تا 35/1% نشان می دهد. این گروه کانه بوسیله هاله های ژئوشیمیایی چند عنصری سرب، روی،نقره مشخص اندعیار هاله اصلی چنین است: سرب چند صدم درصد روی تا 3/0%.

خاستگاه همه این رگه ها را به تکاپوهای گرمابی نسبت داده اند. عیار آنها ناچیز و ذخیره شان کم است، و بنابراین بدور از هرگونه ارزش اقتصادی اند.

پنج کانسار از نوع پلی متالیک در ناحیه عبارتند از:

1- چاه خربزه

2- چاه میله

3- چاه گربه

4- پتیار باختری

5- معلی

سنگ فراگیر این پنج کانسار بگونه ای فراگیر، شیست های پروتروزوئیک بالایی از متامورفی کهای انارک است که به سه واحد و زیرواحد بخش شده اند. متامورفیت ها بوسیله سنگهای کربناتی خشکی زاد و نهشته های الیگومیوسن و ملاس های پلیوسن پوشیده شده اند. در بخش مرکزی و جنوبی ناحیه توده های سرپانتینی شده بدرون شیست های پروتروزویک بطور مکانیکی رانده شده اند. ناحیه چاه خربزه – پتیار بوسیله کانی سازی سرب روی و مس معرفی شده است. در بخش جنوبیش کانیهای آنتی موان و نیکل نیز دیده می شوند (کانسار پتیار)، سنگ فراگیر و میزبان برای کانی سازی سرب، روی و مس(به جز کانسار چاه خربزه) دگرگونه های پروتروزوئیک بالایی است. گسله های فروافتاده تقریباً خاوری-باختری و گسله های فروافتاده (قیچی)، ساختمان های کنترل کننده و تغذیه کننده کانی سازیند. توده های کانی معمولاً در همبری میکاشیست ها و مرمرها و یا کمتر سرپانتینت هاست. کانی آنتیموان در جنوب ناحیه وابسته به گسله های فروافتاده با راستای شمال باختری است. کانه نیکل از نقطه نظر فضایی، به سرپانتینت ها وابسته است. بررسی کانه سازی های چاه گربه، چاه میله ،چاه خربزه، معلی پتیار با ویژگی های چند فلزی نشان می دهد که این کانی سازیها خاستگاه گرمابی دارند. این نواحی با ابعادی کوچک، با ناهماهنگی در بخش کانی، مشخصند. بخشهای پرماهی کانسنگ بهره برداری شده است. این ملاحظات، امکان اقتصادی بودن این کانسارها را نفی می کند. همه تظاهرات کانی سازی به تکاپوهای گرمابی وابستگی دارد. با وجود آن که این جای جای این کانسارها جای آثار پرمایه از مس دارند ولی بدلیل اندازه های کوچکشان امیدبخش نیستند.