آتشفشان سهند1
2-2-1- آتشفشان سهند
توده آتشفشان سهند در جنوب تبريز، درعرض شمالى '30، °37 تا '53، °37 و طول شرقى '12، °46 تا '40، °46 قرار گرفته است.
ارتفاع اين منطقه از سطح دريا حداقل 1450 متر و حداکثر 3695 متر(کوه سهند) مى باشد. درمطالعه سنگهاى آتشفشانى سهند، آثارى دال برولکانيسم زيردريايى، مشاهده نشده است. چينه بندى منظم و متناوب رسوبات، وسعت زياد چينه ها و بطور کلى خصوصيات ظاهرى(نهشته هاى آتشفشانى- رسوبى) منطقه سهند(سى نريت و غيره)، معرف وجود حوضه رسوبگذارى وسيع و يکسان، دراطراف سهند در زمان فعاليت آتشفشانى مى باشد. مطالعه گرانولومترى اين رسوبات نيز محيط رسوبگذارى ساحلى را تأئيد مى کند. معين وزيرى و امين سبحانى(1356) معتقدند که سهند را دربدو فعاليت، مى توان بصورت جزيره ويا شبه جزيره اى کوهستانى مجسم نمود که بوسيله دريايى کم عمق محاط بوده و مواد آتشفشانى که به اين محيط وارد مى شده، به کمک جريان آب، بصورت يکنواخت درسطحى وسيع گسترش حاصل نموده است.
پى سنگ رسوبى و قديمى توده آتشفشانى سهند، درانتهاى دره چينى بلاغ چاى قابل مشاهده مى باشد که مطمئناً درنتيجه فعاليتهاى تکتونيکى، بالا آمده است. اين پديده شبيه به آنچه که درايران مرکزى و درحاشيه روراندگيها مشاهده مى گردد، مى باشد. دراين مناطق سنگهاى کهن متعلق به پرکامبرين و پالئوزوئيک بصورت هورست بالا آمده و درمعرض فرسايش قرار گرفته اند. بنابراين درسهند و اطراف آن، بالا آمدن سنگهاى قديمى براثر يک پديده ولکانوتکتونيک نبوده، بلکه ناشى از فازهاى تکتونيک عمومى است که درمقياسى
بزرگ و قبل از شروع فعاليتهاى آتشفشانى سهند به وقوع پيوسته است. سهند توده آذرين خروجى است که بصورت کلاهکى برروى پايه اى رسوبى قرارگرفته است. اين پايه متشکل از رسوبات دورانهاى مختلف است که يک قسمت ازآن درارتفاع 3100 مترى و درانتهاى دره چينى بلاغ چاى (دره شرقى سهند)، نمايان گشته است. ضخامت مواد آتشفشانى که روى اين پايه را مى پوشاند، بيش از 800 متر تخمين زده شده است، زيرا اختلاف ارتفاع، مابين بلندترين مخروطهاى آتشفشانى سهند و دره هاى اطراف آن درهمين حدود مى باشد که تمامى آن از مواد آتشفشانى تشکيل شده است. واضح است که اين ضخامت، درمحل برجستگيهاى قديمى سهند، کمتر و درمحل دره هاى قديمى، بيشتر مى باشد. بطور کلى مواد آتشفشانى تشکيل دهنده سهند، به ترتيب از پائين به بالا عبارتند از :
- کنگلومراى آتشفشانى
- افق هاى پاميس دار وگدازه هاى برشى و لاهار
- گدازه هاى داسيتى
1-2-2-1- سهند ازنظر مراکز آتشفشانى
باتوجه به وضع چينه شناسى سهندف مى توان توده عظيم سنهد را يک استراتوولکان معرفى نمود. با درنظر گرفته مراحل و نحوه فعاليت، مراکز آتشفشانى سهند را مى توان به دو دسته تقسيم نمود، الف- آتشفشانهاى چند مرحله اي. ب- آتشفشانهاى يک مرحله اي.
الف- آتشفشان چند مرحله اى
دراين نوع آتشفشانها، خروج گدازه درچند مرحله صورت گرفته است. دربعضى از آنها فعاليتها، پيوسته و درپاره ايف منقطع بوده است. درمورد اخير، درزمان انقطاع فعاليتهاى گدازه اى، فرصت کافى براى ايجاد نهشته هاى آتشفشانى- رسوبى که نشانه دوره آرامش آتشفشانى مى باشد، وجود داشته است. آتشفشانهاى چند مرحله اى سهند عبارتنداز:
1- مراکز آتشفشانى قرمز گل، فعاليت آتشفشانى قرمز گل حدود12 ميليون سال قبل (ميوسن ميانى) صورت گرفته است.
2- آتشفشان عظيم سلطان- قارمش داغ، باتوجه به توپوگرافى محل ونحوه انتشار
مواد آتشفشانى، بخصوص دامنه گسترش پاميس، استنباط کرده اند(معين وزيرى) که دهانه اين آتشفشان بزرگ، درزير مخروط آتشفشانى قارمش داغ کنونى، قرار گرفته باشد. قارمش داغ، يک مخروط آتشفشانى جوانتر است که قطر آن درحدود 2 کيلومتر و داراى دهانه يا کراتر ناقص مى باشد. درنهشته هاى آتشفشانى «سلطان-قارمش داغ» رخساره هاى زير برحسب قدمت مشاهده مى گردد:
- ايگنمبريت (Ignimbrite) که درسه مرحله انتشار يافته است.
- طبقات کنگلومرا، لاهار و روانههاى برشى داغ (برش روانى)
- گدازه ها
با توجه به سن گدازه هاى آندزيتى، در دونهشته پاميس دار(سنى حدود10 ميليون سال) و گدازه داسيتى قارمش داغ (سنى حدود پنج ميليون سال)، معلوم مى شودکه دوره فعاليت آتشفشان«سلطان- قارمش داغ» از اواخر ميوسن شروع و دراوايل پليوسن خاتمه يافته است.
3- کوه سهند، پايه قديمى و رسوبى اين آتشفشان که بدون فسيل مى باشد و ازنظر ليتولوژى به پالئوزوئيک تحتانى شباهت دارد، درارتفاع 3100 مترى در انتهاى دره چينى بلاغ چاى، ظاهر شده است. اين بيرونزدگى از طبقات برش آذرآوارى، سنگ ماسه قرمز و آهک سيليسى تشکيل گرديده که بوسيله نفوذى ها ودايکهاى آندزيتى قطع شده است. آتشفشان کوه سهند دردو مرحله فعاليت داشته:
- مرحله اول انتشار روانه هاى برشى که درقعر دره فوق الذکر نمايان است.
- مرحله دوم خروج گدازه هاى داسيتى که قله هاى بلند اين آتشفشان را ساخته است.
ب) آتشفشانهاى يک مرحله اى
اين آتشفشانها که اکثراً جوانتر از آتشفشانهاى چند مرحله اى مى باشند، بطور منفرد و پراکنده، دردامنه آتشفشان بزرگ سهند بوجود آمده اند. هريک از اين آتشفشانها، دريک مرحله، مواد مذاب خود را به خارج ريخته اند. غلظت زياد گدازه ها شکل کله قندى به مخروطهاى اين آتشفشانها داده است، به طوريکه اکثراً، قله هاى نوک تيز دارند. اين آتشفشانها تقريباً هم سن بوده و متعلق به پليوسن- کواترنرى مى باشند.
-2-2-1- اختصاصات سنگ شناختى نهشته هاى آذرين سهند
الف- آگلومراى قرمز گل (سازند قرمز گل)
اين سازند نتيجه فرسايش توده هاى آتشفشانى قديمى تر، توسط آبهاى جارى مى باشند که بصورت طبقات منظم و اندکى چين خورده، در دره گنبر(دره غربى سهند) رخنمون دارند. از سنگ شناسى سازند قرمز گل، شامل برش و پودنگ مى باشد. جنس قلوه هاى آن آندزيتى است که بوسيله خميره اى دانه ريز ورسى بهم چسبيده اند.
از نظر سن نسبى،p.bordet عقيده دارد که بدليل اينکه سازند قرمز گل، رسوباتقرمز رنگ ميوسن را در دره زبنجناب در شمال سهند،پوشانيده واز طرف ديگر اين سازند در دره آذر شهر،بوسيله رسوبات پليوسن تبريز،پوشيده شده است، لذا شروع فعاليت آتشفشانى سهند(قرمز گل)را مى توان به پونسين (آخرين اشکوب ميوسن) نسبت داد. اندازه گيرى سن مطلق، از نمونه اى مربوط به گدازه هاى آندزيتى قرمز گل، سنى در حدود 12 ميليون سال را نشان مى دهد،پس فعاليتهاى آتشفشانى،از ميوسن ميانى شروع شده است.
ب-ايگنمبريت ها
از نظر سنگ شناختى، ايگنمبريت سهند از قطعات گرد يا بيضى شکل پاميس (به قطر5/0 تا 50 سانتيمتر) وقطعات کوچک سنگهاى آتشفشانى( با قطرى به مراتب کوچکتر از قطعات پاميس) و يک خميره سفيد يا گلى رنگ، تشکيل شده است. خميره مذکور، شامل ذرات ريز پاميس مى باشد.
در سهند گدازه هاى کف مانند(پاميس)، در سه مرحله انفجارى انتشار يافته است. در حد فاصل مراحل انفجارى فعاليتهاى گدازه اى نيز وجود داشته است.
در دره صوفى چاى،روبروى باى شهر،مابين طبقات ايکنمبريت زيرين و بالائى يک طبقه گدازه آندزيتى رخنمون دارد. چون اين گدازه، ادامه طولى آندزيت ترپاقلو مى باشد. بنابراين با توجه به سن آندزيت(ده مليون سال) معلوم مى شود که مرحله اول انتشار ايگنمبريت، در دوره وندوبونين(بيش از ده ميليون سال) و مراحل بعدى انتشار آن در دوره پونسين(کمتر از ده ميليون سال) صورت گرفته است.
با توجه به موارد فوق، آخرين مراحل انتشار پاميس در دوره پونسين صورت گرفته است وچون نهشته هاى پاميس دار کندوان،آخرين انتشار پاميس مى باشد، لذا سن نهشته هاى ايگنمبريت را مى توان به اشکوب پونسين(اواخر ميوسن) نسبت داد.
ج) طبقات لا هار،کنگلومرا و روانه هاى برشى داغ
اين تشکيلات مابين بالاترين لايه هاى ايگنمبريتى و آخرين گدازه هاى سهند قرار گرفته است. قطعات سازنده لاهار و کنگلومرا، از قلوه سنگهاى آتشفشانى(داسيت وداسيتوئيد) تشکيل شده است که در خميره هتروژن قرار گرفته اند. روانه هاى برش داغ يا به اصطلاح برشهاى جريانى،از قطعات گوشه دار آتشفشانى و خميره اى سخت از جنس گدازه،تشکيل شده است. برش جريانى اين دره، از نظر مورفولوژى و رنگ از دور با گدازه هاى بازالتى قابل اشتباه مى باشد. اما از نزديک برشى اتو کلاسيک است که قطعات گوشه دار آن،بوسيله مابقى گدازه بهم جوش خورده است. جنس قطعات اين برش، از نوع داسيت يا داسيتوئيد وساخت آن هيالوپورفيريتيک مى باشد. طبقات برش مربوط به جريان سرد آذر آوارى دره کندوان که بطور متناوب مابين طبقات برشهاى روانى اين دره قرار گرفته اند، به علت داشتن سيمان نرم و خاکى و همچنين نداشتن چينه بندى به لارها نيز شباهت دارند.
انتشار وسيع پاميس درسهند، مى تواند يک افق مشخص از نظر ژئوکرونولوژى و سنگ شناختى باشد. اين افق، ما را درتقسيم بندى دوره هاى مختلف فعاليت آتشفشانى اين منطقه کمک مى کند. با توجه به اين افق، درمنطقه سهند از ميوسن تا کواترنر، سه مرحله فعاليت قابل تشخيص است :
1- مرحله فعاليتهاى آتشفشانى قديمى (ميوسن فوقانى)
2- مرحله انتشار پاميس (اواخر ميوسن)
3- مرحله فعاليتهاى آتشفشانى جديد(پليوسن-کواترنز)
درميوسن بالايى، اختصاصات سنگ شناختى قلوه سنگهاى آتشفشانى کنگلومراها، نشاندهنده اين واقعيت است که گدازه ها ازنوع آندزيت بوده است.
دراواسط فعاليتهاى آتشفشانى سهند، يعنى دراواخر دوره ميوسن، آتش فشانهاى شکافى که گدازه هاى کف مانند بيرون مى ريخته اند درسهند مرکزى(محل قارمش داغ فعلى) توسعه فراوان داشته اند. اين گدازه ها که توسط انفجارهاى آتشفشانى درمنطقه انتشار مى يافته منشاء نهشته هاى پاميس دارسهند(ايگنمبريت) بوده است که امروز بصورت افق هاى سفيدرنگ و به حالت بين چينه اى با طبقات کنگلومرا و لاهار ديده مى شود.
مطالعات ميکروسکپى پاميس، نشان مى دهد که سنگ مذکور، سنگى است، شيشه اى
حفره دار با حفره هاى گرد يا کشيده و پيچ خورده. ديواره بين حفرات از جنس شيشه مى باشد. در متن شيشه اى درشت بلورهاى هورنبلند و لابرادور وجود دارد.
تجزيه شيميايى پاميس سنهد، حاکى از آنست که اين سنگ، داسيتوئيد با ساخت هيالوپورفيريتيک و حفره دار مى باشد. درفاصله زمانى دوره هاى انتشار ايگنمبريت، فعاليتهاى آتشفشانى، بصورت گدازه آندزيتى نيز ديده شده است. با توجه به مطالب فوق معلوم مى شود که دراين دوره فعاليت آتشفشانى سنهد، گدازه هاى داسيتى بصورت پاميس و گدازه هاى آندزيتى، بطور متناوب بيرن ريخته شده است.
- آندزيتهاى سهند:داراى رنگ خاکسترى تيره يا روشن و گاهى متمايل به قهوه اى مى باشند. درنمونه ماکروسکپى، درشت بلورهاى پلاژيوکلاز به رنگ سفيد مايل به خاکسترى و درشت بلورهاى پيروکسن به رنگ قهوه اى تيره ديده مى شود. گاهى روى نمونه ماکروسکپى کانيهاى فرومنيزين بصور رنگ پريده و تجزيه شده حضور دارند. مطالعه ميکروسکپى نشان مى دهد. که دراين سنگها، درشت بلورهاى پلاژيوکلاز، اوژيت و هيپرستن، گاهى بلورهاى درشت آپاتيت و مانيتيت درخميره اى ميکروليتيتک پراکنده اند. در اطراف بعضى ازبلورهاى هيپرستن قشرى از اوژيت مشاهده مى گردد.
خميره سنگ شامل ميکروليتهاى فلدسپات، بلورهاى کوچک اوژيت، هيپرستن و کانيهاى کدر(مانيتيت) مى باشد. مزوستازى کريپتوکريستالين، فضاى مابين اين کانيها را پرکرده است. نتيجه حاصل از تجزيه شيميايى آندزيتها، نشانگر اين است که آندزيتها غنى زا سيليس بوده، شامل لاتيت يا لاتيت آندزيت و آندزيت معمولى مى باشند(جدول 310 ضميمه).
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 1:42 توسط جلیل زارع مهرجردی
|
کسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.