خشکى زايى (Epierogeny)

دريا هاى خزر ،آرال و سياه بقاياى درياى وسيع تتيس (Tethys)(شکل 1) دوران مزوزوئيک هستند که باچين خوردگى هاى دوره ترشيرى و تغيير شکل بعدى اين دريا ها از هم جدا مى شوند در محل فعلى درياى خزر در دوران هاى پالئوزوئيک درياهائى وجود داشتهاند که در زمان هاى بعدى و به ويژه در قسمت شمال خاورى آن،براثر عقب نشينى آب يا بالاآمدن زمين ،قطعات نسبتا" بزرگ خشکى بوجود آمده و برعکس گودال جنوبى منطقه بطور مداوم زير آب فرو مى رفته است .

از اواخر کرتاسه تا حال حاضر ،منطقه وسيعى که مشتمل بر درياى اژه ،درياى سياه ،منطقه قفقاز ،آذربايجان ،درياى خزر ،درياى آرال و منطقه کپه داغ است . بى ثبات بوده و حرکات تحت الارضى هميشه در ان وجود داشته است . اين حرکات سبب فرو رفتگى ها و برآمدگى ها همراه با گسلش هايى بوده و زلزله هايى را( مانند زلزله معروف قوچان ،عشق آباد ،جاده هراز ،بالاخره ،زلزله رودبار و رشت در جنوب باخترى درياى خزر )،که اکثرا" معلول همينحرکات (اپيروژنيک) است سبب شده اند . از سوئى فعاليت هاى شديد گل فشان هابه ويژه در جنوب باخترى و جنوب خاورى خزر نيز ارتباط بازمين ساخت فعال منطقه نمى باشد .

در اواسط ميوسن ، نواحى درياى خزر و درياى سياه و منطقه بين آن ها از اقيانوس تتيس مجزا شده و تبديل به حوضه داخلى آب لب شور (Brakish water environment) گشته است .

در دوره پليوسن ،درياى سياه و درياى خزر از يکديگر جدا شده اند .به اين ترتيب ملاحظه مى شود که تغييرات همراه با حرکات زمين ساختى در منطقه وسيعى تدريجا" باعث فرو رفتن درياى اژه و درياى سياه و بالاآمدن منطقه قفقاز و البرز و پائين رفتن قسمت جنوبى درياى خزر و بالاخره بالا رفتن درياچه آرال در شمال خاور درياى خزر شده است .( ارتفاع فعلى اين درياچه 80 متر بيشتر از سطح خزر (53 متر نسبت به سطح درياى آزاد است ).

در خلال کواترنر ،ذوب يخ هاى ناحيه شمال آسيا _اروپا (اوراسيا) حجم زيادى از آب بر درياى خزر افزود و در نتيجه سطح درياى خزر بالا آمدو مقارن همين هنگام نيز آب هاى اقيانوس منجمد شمالى وسعت زيادى از خشکى هاى ناحيه شمالى را فار گرفته و براثر طغيان شديد رودخانه هاى حوضه اقيانوس منجمد شمالى و قسمت علياى رود ولگا ،ارتباط مستقيمى ،بين اقيانوس منجمد شمالى و رود ولگا و در نتيجه بيناقيانوس مذکور و درياى خزر برقرار گرديد زيرا بعضى از آبزيان مخصوص اقيانوس منجمد شمالى مانند سگ آبى (Foca Caspia ) و بعضى از آزاد ماهيان اقيانوس منجمد شمالى هم اکنون نيز در درياى خزر وجود دارند .

بر طبق مطالعات جديد شرکت ژئوفيزيک نفت وگاز درياى خزر (Geophhisic Caspimoreneft &Gas1988) بزرگ ناوديس نيمه شمالى درياى خزر رابايد دنباله سکوى ساحلى جنوب خاورى روسيه به شمار آورد و قسمت جنوبى اين دريا جزءکمربند چين خورده بزرگ ناوديس مديترانه است .

مرز بين قسمت هاى پلاتفورم و ژئوسينکلينالى درياى خزر تقريبا" از دهانه رود ترگ در قفقاز تا بندر ترکم باشى در ساحل خاورى خزر ممتد است .

اين مرز رامى توان امتداد چين خوردگى کپه داغ دانست که مسير آن در گودى درياى خزر از زير آب ممتد ( عمق آب در فراز اين سلسله جبال زير آبى به 200 متر کاهش مى يابد )،بوده و به ارتفاعات ساحل باخترى (کوه هاى قفقاز ) در جمهورى آذربايجان متصل مى گردد.

گودال درياى خزر از شمال به برجستگى سيرت(syrt) و از باختر به پرتگاه و بريدگى تند شيب يرگنى (Yergeni)و به دامنه هاى ارتفاعات استاوروپل (stavropol) و قفقاز بزرگ و کوچک و در جنوب به کوههاى البرز و کوه هاى کپه داغ باخترى و در مجاور اين دريا انتهاى توده اورال و فلات اوست اورت (ostevert ) و ارتفاعات توآگير (Toargir) و کپه داغ قرار دارد .21.خزر ميانى بر امتداد خميدگى جبال قفقاز بزرگ و کوچک ودر جنوب به کوه هاى ترکمنستان باخترى واقع شده است . اين دو فرو رفتگى توسط برآمدگى هائى کهقفقاز بزرگ را از زير آب به کپه داغ مربوط مى کند ، از هم جدا شده اند .

بطور اصولى زمين ساخت درياى خزر از پليون بالائى تاکواترنرى باپسروى ها و پيشروى ها چندى همراه بوده است که بيش از همه به دوره هاى يخبندان و بين يخبندان مربوط مى باشد ، بطوريکه در اواخر کواترنر پيشين طح آب حدود 75 متر نسبت به امروز بالاتر بوده است .

در قسمت جنوبى درياى خزر گل فشان هاى زيادى به چشم مى خورد و بيشترين تعداداين گل فشان ها در جمهورى هاى آذربايجان و ترکمنستان و کم وبيش در شمال بندر ترکمن ( منطقه داشلى برون و قزل تپه ) از سواحل خاورى کشور مانيز حضور دارند

غالب گسل هاى سطحى و نيمه عميق کف درياى خزر جنوبى به ويژه در شمال باخترى بندر انزلى در امتداد همين گل فشان ها حادث شده و سبب جابه جايى نهشته هايى جديد بستر خزر گرديده است .

در قلمرو زمينساخت فعال سراسر حوضه خزر با اين که عوامل چين خوردگى خشکى زايى ،تزريق نمک هاى پرمين (در خزر شمالى ) و نيز گل فشان ها باعث بوجود آمدن سوانح طبيعى بيشمارى شده اند،در نفت خيزى اين حوضه بسيار کارى و موثربود ه اند .بطورى که قلمرو نفت خيز گروزنى داغستان و جمهورى آذربايجان در باختر خزر و آستر اخان ، قزاقستان باخترى و ترکمنستان باخترى در خاور خزر از معروف ترين ميادين نفتى اين دريا بوده و نفت به مقدار اقتصادى در زمان اتحاد شوروى سابق استخراج مى شده است و در حال حاضر نيز نقش پراهميتى در حيات سياسى اين جمهورى هاى نوپا بازى مى نمايد . کشور ما نيز در سال 1370 با حفارى يک حلقه چاه اکتشافى حضور گاز غير اقتصادى را در جنوب باخترى خزر باثبات رسانيد 28.در سال 1375 نيز حفارى دو حلقه چاه اکتشافى در جنوب خاورى آثار هيدروکربورى همراه با فشار بيش از 18000پاوند برااينچ مربع (مخلوط آب کم شور و گاز ) را در يکى از چاه ها (تعداد 1) نشان داده است .

صرفنظر از جابجائى هاى نهشته هاى فعلى کف خزر که در اثر عملکرد گسل هاى سطحى و نيمه عميق (غالبا" نرمال ) بوجودآمده ،نهشته هاى بستر خزر عموما" از آبرفت رودخانه ها و بقاياى گياهان دريائى و مواد حاصل از تخريب سواحل دريا که قسمتى توسط باد از خشکى بدريا حمل شده ،تشکيل شده اند اين مواد تحت تاثير تغييرات شيميايى و زيستى ناشى از تاثير آب دريا (باph بين 2/8 تا 6/8)بر موجودات زنده مى باشد.



2-2-4-گل فشان ها و گريفون هاى خزر (Grphons &Mudvolcanoes)

نظر به اهميتى که گل فشان هاى خزر از ديدگاههاى نشانه هاى مثبت وجود نفت و گاز و همچنين مخاطراتى که از طريق فوران هاى ناخواسته در شروع حفارى هاى دارند ( شکل 14A)در اين قسمت نحوه پيدايش و عملکرد گل فشان هاى حوضه خزر جنوبى که قريب 70%از گل فشان هاى دنيا را تشکيل مى دهد،مورد مطالعه قرار مى دهيم .

در محدوده شبه جزيره آپشرون (خشکى و دريا)از جمهورى آذربايجانو نيز شمال باخترى بندر انزلى ( محدوده آب هاى کشورمان )،همچنين خاور خزر (از بندر ترکمن تا شمال خليج حسينقلى ) گل فشان هاى حوضه رسوبى خزر با يک محور نسبتا" مشخصى قرار دارند که صرفنظر از اين که يک ابزار بسيار عالى در پى جوئى هاى نفتى مى باشند ، اين پديده تکتونيکى ( گل فشان و گريفون ) تا کنون سبب خسارات عمده جانبى و مالى به شرکت نفت اتحاد جماهير شوروى سابق شده است ..