منطقه فلز زايي بافق

منطقه مورد نظر ،در قسمت خاوري زون ايران مركزي واقع است و به آن منطقه فلز زايي بافق گقته ميشود.اين منقطه فلز زايي ،از جنوب خاور به گسل كوه بنان ختم شده و از شمال خاور با گسل پي سنگي نايين و گسل كلمرد از بلوك طبس جدا ميشود و از شمال نيز به گسل چاپدوني و گسل ساغند پشت بادام و از باختر به گسل كوه بنان منتهي ميشود. مرز شمال آن رباط پشت بادام و جنوب ان زرند است. بلوك بافق يكي از كهن ترين پهنه هاي ايران زمين به شمار ميرود كه در آن لايه هاي سنگهاي تخريبي-رسوبي پركامبرين پسين و سريهاي كافتي پر كامبرين –پاليوزوييك رخنمون دارد.

حقي پور در نقشه زمين شناسي 1:500000 منطقه ،لايه هاي پركامبرين را از قديم به جديد به سه قسمت اصلي كمپلكس چاپدوني ،كمپلكس بنه شورو و سازند تاشك تقسيم كرده و مشخصات زير را براي آنها تعريف ميكند:

كمپلكس چاپدوني: متشكل از گنايس با درجه دگرگوني بالا ،گرانيت آناتكسي، ميگماتيت ، آمفيبوليت و...با سرشتي از سنگهاي رسوبي-آتشفشاني.

كمپلكس بنه شورو:شامل شيست (ميكا شيست، آمفيبول شيست و...)گنايس ،آمفيبوليت ، كوارتزيت و مرمر،

سازند تاشك: مجموعه اي يكنواخت از تناوب سنگهاي رسي، گري وكهاي دانه ريز با ميان لايه هاي كوارتزيت و مايه سنگ فلدسپاتي و داراي سنگهاي آتشفشاني و آذر آواري كه دگرگوني ضعيفي يافته و به صورت فيليت و شيست در آمده اند.همبري اين واحد ها ،گسلي قلمداد شده و مرز آنها با اينفرا كامبرين، از نوع دگر شيبي تصوير شده است.

مؤلف مذكور، لايه هاي تخريبي –رسوبي پركامبرين را افزون بر10000 متر مي پندارد و آنها را در زير دگر شيبي آسينيتيك، قرار ميدهد و مينويسد كه اين لايه ها ،در پي ،به طور معمول دانه درشت تا متوسط بوده و بسمت بالا ، سيلتي و رسي مي شوند و ميان لايه هاي آذر آواري دارند.

اين پژوهشگر ميپندارد كه در رخداد كوهزايي آسينيتيك اين مجموعه دستخوش دگرگوني ناحيه اي، گرانيتي شدن و چين خوردگي شده و به شدت تحت تأثير نفوذ سنگهاي با تركيب گابرو تا گرانيت قرار گرفته است .

حقي پور به اين نكته اشاره مي كند كه اين مجموعه با ضخامت حدود 10 كيلومتر ،به شدت دست خوش دگرگوني شده و بخشهاي محدودي بدون تغيير ،يا با تغيير اندك باقي مانده است.از نظر چرخه تكوين،بر اين عقيده است كه رسوبگذاري اين لايه ها در دو مرحله صورت گرفته است: مرحله اول با رخداد چاپدوني در پروتروزوييك پيشين و رسوبگذاري لايه هاي تخريبي –رسوبي دانه درشت تا متوسط سنگهاي رسي همراه با سنگهاي آتشفشاني و آذر آواري همراه است.مرحله دوم با تشكيل بازالت آغاز ميگردد و با رخداد آسينيتيك پايان مي يابد. در اين مرحله ،سنگهاي آتشفشاني چيرگي داشته و پي سنگ آسينيتيك را به وجود مي آورد.

پژوهشها و مطالعات دهه گذشته با مغايرت ها و نارسايي هاي بسياري در مقوله هاي مذكور روبرو گشته اند. در حقيقت ،واحدهاي بسيار كهن دگرگون شده ،به طور معمول ،لايه هاي پروتروزوييك  بالايي كامبرين زيرين هستندكه در رخداد آلپي آغازين دگرگون ميشده اند وسه كمپلكس متفاوت ،در واقع سازند هاي پروتروزوييك  بالايي- كامبرين است كه بر حسب جايگاه زمين ساختي ،به گونه اي متفاوت دگرگون شده اند.

در واقع كهن ترين سنگهاي رخنموده  در ايران مركزي، تركيبي از سنگهاي اتشفشاني ، اتشفشاني-آواري ، آواري و كربنات، بخصوص دولوميتي است. گزارشهاي مختلف كه در باره سرشت سنگهاي اتشفشاني منتشر شده ، در اكثر قريب به اتفاق اين گزارشها ، سرشت اين سنگها قليايي فرض شده است و نماي ماكروسكوپي و سنگ نگاري انها نيز چنين مينماياند.

تركيب سنگهاي اتشفشاني از بازالت تا ريوليت تغيير ميكند، ولي حجم عظيم انها را سنگهاي اسيدي تا متوسط مانند اندزيت، ريوداسيت ، ريوليت و تراكيت تشكيل ميدهد. اين سنگها با نامهايي همچون سري ريزو، يا سازند اسفوردي يا سنگهاي سري كوشك خوانده شده و متعلق به پروتروزوييك  پسين و كامبرين پيشين مي باشند. اين سنگها را توده هاي نفوذي گوناگوني با تركيب گرانيت تا گابرو(بيشتر اسيدي) قطع ميكنند كه سني حدود 500-800 ميليون سال براي انها گزارش كرده اند و البته سن غالب اي توده هاي نفوذي ، حدود530-550  ميليون سال را نشان ميدهد.

واحدهاي سنگي پر كامبرين- كامبرين ناحيه بافق به دو دسته تقسيم ميشوند:

1- تناوب سنگهاي اتشفشاني و رسوبي

2- سنگهاي اذرين نفوذي

تناوب سنگهاي اتشفشاني و رسوبي

از نظر سنگ شناختي ،اين بخش شامل سنگهاي رسوبي، دولوميت ، دولوميت اهكي، شيل سياه ،شيلهاي ماسه اي، ماسه سنگ، توفيت و سنگهاي اتشفشاني(اندزيت، ريوداسيت ، ريوليت، بازالت، داسيت،توفهاي ريوليتي و داسيتي ) است كه نفوذي هاي كوچك پورفيري مانند كوارتز پرفير تا دولريت در بين انها ديده ميشود.

از نظر تناوب، سنگهاي اتشفشاني و رسوبي در كل منطقه ، در بعد افقي و قايم نيستند. براي نمونه، در بعد افقي در ناحيه كوشك، شيل سياه ،شيلهاي ماسه اي به رنگ ارغواني سبز روشن ، نمودي بارزتر از دولوميت دارند و در ناحيه زريگان ، در بين سنگهاي رسوبي ،دولوميت گسترش زيادتري دارند ويا درمحدوده معدن ناريگان ، ريوليتها و سنگهاي اتشفشاني نسبت به رسوبي ها نمود بيشتري دارند .

در بعد قائم ، سنگهاي آتشفشاني در قاعده ، بيشتر اسيدي بوده و در قسمت بالاتر ، سنگهاي بازي نمود آشكارتري دارد . از سوي ديگر سنگهاي كربناتي بيشتر دولوميتي و آهكي- دولوميتي و آهكي است .

حيدري با توجه به وضعيت قرارگيري سنگهاي آتشفشاني ، آنها را به دو دسته سنگهاي  آتشفشاني زيرين و بالايي دسته بندي كرده است :

الف ) سنگهاي آتشفشاني زيرين و رسوبي همراه :

مجموعه آتشفشاني زيرين و سنگهاي رسوبي همراه از نظر سنگ شناختي شامل انواع سنگهاي زير است .

_ ريوليت سفيد

_ريوليتهاي روشن بادرشت بلور كوارتز

_ ريوليتهاي صورتي تا سرخ رنگ

_ توف ريوليتي

_ماسه سنگ بلورين روشن

_ شيلهاي سرخ ، ارغواني و سبزرنگ

 -  شيلهاي ماسه اي

- دولوميت چرت دار

      مجموعه آتشفشاني زيرين در قاعده سري سنگي منطقه كوشك – اسفوردي ، چشمه فيروزي و زريگان قرار دارد . اما لازم به ذكر است كه لايه هاي زيرين مجموعه ، برونزد بسيار كمي داشته و بر اساس بررسيهاي صحرايي در بين ، و گاه زيرمجموعه آتشفشاني زيرين ، لايه هاي دولوميتي نازك لايه قرار دارد كه مقدار كمي گرهكهاي چرت داشته و ساختهاي رسوبي زيادي در خود دارد.

     اين واحد در خاور كانسار ناريگان گسترش بيشتري دارد و در اين نوشتار ،اين واحد دولوميتي را با نام دولوميت زيرين معرفي ميكنيم .

    در قسمتهاي بالايي مجموعه آتشفشاني زيرين ،حضور بخشهاي دولوميتي افزايش يافته و سرانجام ضخامت قابل توجهي از دولوميت و آهك دولوميتي با لايه بندي متوسط داراي مقادير قابل توجهي چرت ظاهر ميشود . اين ضخامت از سنگهاي ريوليتي ، در بين دو مجموعه آتشفشاني قرار گرفته و در اين نوشتار بنام دولوميت مياني نام برده شده است .

ب) مجموعه سنگهاي اتشفشاني بالايي :اين بخش به طور عمده شامل سنگهاي اتشفشاني حدواسط تا بازي است كه در اين نوشتار براي اساني با عنوان مجموعه سنگهاي اتشفشاني بالايي از ان نام برده ميشود. تنوع سنگ شناختي مجموعه اتشفشاني بالايي نسبت به مجموعه زيرين كمتر بوده و شامل انواع زير است:

- 40-30 متر برش اتشفشاني

- حدود50 متر لايه اي شامل بمب هاي اتشفشاني

- ضخامت زيادي از سنگهاي اندزيتي متراكم سياه رنگ كه حاوي دانه و گرهك هاي فراوان پر شده از اپيدوت سبز رنگ مي باشند. واحد هايي از اندزيت بشدت پورفيري كه مي توان نام پورفيريتي نيز بر ان نهاد. واحدهاي بازالتي با درشت بلورهاي پيروكسن و ميان لايه هاي دولوميتي.

مجموعه اتشفشاني بالايي در مناطق پيرامون كانسار چادرملو، چشمه فيروزي و زريگان گسترش بيشتري دارد .تبديل واحد دولوميت مياني به مجموعه اتشفشاني بالايي را ميتوان كم و بيش تدريجي در نظر گرفت چنان كه در منطقه چشمه فيروزي ، ورود گدازه بازي به درون رسوبات كربناتي اشكارا قابل مشاهده است. در اين محل رخنمون مجموعه اتشفشاني زيرين و بالايي به صورت هلالي شكل ظاهر شده است.

مجموعه اتشفشاني بالايي سرانجام به ضخامت قابل توجهي از اهك تا اهك دولوميتي خاكستري روشن تا تيره ختم ميشود. اين اهك را شايد بتوان در ايران مركزي با اهك عقدا هم مرز گرفت. اين اهك براي نمونه در منطقه اسفوردي بر روي سنگهاي اتشفشاني رسوبي رانده شده است.

كاني سازي

در منطقه فلززايي بافق  كاني سازي گسترده سرب و روي، منگنز، اهن و شايد اورانيم همراه با سنگهاي اتشفشاني رسوبي است كه اغلب چينه سان مي باشند. كاني سازي سرب و روي به سنگهاي رسوبي بخصوص شيل سياه و گاه دولوميت وابسته است، بطوري كه سنگ ميزبان كانسارهاي چينه سان كوشك، چاه مير، گنده در و پرك ، شيل سياه ميباشد به كانسار زريگان داراي سنگ ميزبان دولوميتي است.

كاني سازي اهن و منگنز: كاني سازي اهن و منگنز در ارتباط با سنگهاي اتشفشاني اسيدي و توفهاي وابسته است كه با همه سنگهاي رسوبي در اميخته است. كانسار اهن و منگنز ناريگان بهترين شواهد اين تيپ كاني سازي است. سنگ ميزبان اين كانسار از نظر سني با اندكي تفاوت هم ارز سنگ ميزبان سرب و روي كوشك است.

كاني سازي اهن: بطور كلي مجموعه آتشفشاني رسوبي به ويژه سنگهاي اتشفشاني داراي زمينه بالايي از اهن مي باشند . البته بخش سنگهاي اتشفشاني بالايي از اين نظر غني تر است و كانسنگ گاه به صورت چينه سان در انها ديده ميشود. بطور كلي در سنگهاي آتشفشاني رسوبي دو افق اهن را ميتوان پي گيري كرد:

يك افق در مجموعه  سنگهاي آتشفشاني زيرين كه بطور عمده تمركز بيشتري نشان ميدهد و افق ديگر در مجموعه سنگهاي اتشفشاني بالايي كه اهن در زمينه انها از حد معمول بالاتر بوده و كاني هاي اهن بصورت پراكنده در ان ديده ميشود . در كل ميزان اهن در تركيب انها غير عادي است.

سنگ هاي آذرين نفوذي

سنگ هاي آذرين نفوذي كه بصورت توده هاي كوچك تا متوسط در منطقه يافت ميشود در بين مجموعه هاي آتشفشاني رسوبي نفوذ كرده اند . انواع سنگهاي نفوذي اين منطقه عبارتنداز: گرانيت، مونزوگرانيت، مونزونيت، كوارتز سينيت، ديوريت و گابرو كه در بين آنها گونه هاي گرانيتي نمود خيلي بارزتري دارند . بطور عمده توده هاي بازيتر ديوريت تا گابرو معمولاً كوچك ميباشند . در بين كانيهاي مافيك گرانيتها ، اغلب پيروكسن و آمفيبول آلكالن ديده ميشود  و معمولاً مقدار آپاتيت نيز بالاست .

 پيرامون توده هاي نفوذي ، اغلب متاسوماتيسم شديدي ديده ميشود به گونه اي كه گاه سنگهاي فراگير آنها قابل تشخيص نبوده و به همين خاطر از انها با عنوان متاسوماتيت ياد شده است .

كاني زايي

توده هاي نفوذي با كاني زايي گسترده مگنتيت ، آپاتيت مگنتيت و گاه غني از عناصر REE همراه هستند . خاستگاه بيشتر ذخاير آهن ناحيه بافق را ميتوان به توده هاي نفوذي يا د شده نسبت داد . اين توده ها هم خود داراي مقدار بسيار بارزي آهن بوده اند و هم اين كه سنگهاي آتشفشاني سري ريزو كه سنگهاي فراگير توده ها را تشكيل ميدهند داراي زمينه بالايي از آهن بوده اند به هنگام نفوذ توده ها بخشي از آهن هاي آنها نيز تمركز يافته اند كه با آهن خود توده هاي نفوذي ،ذخاير بزرگ آهن وآهن- فسفات ناحيه بافق را تشكيل داده اند. نمونه وار ميتوان از ذخاير اهن چغارت ، چادرملو، ميشدوان و ديگر بي هنجاريهاي بزرگ آهن و آهن- فسفات اسفوردي و آهن- فسفات كله سياه ياد كرد.

كانسنگهاي اين ذخاير بطور معمول از REE نيز غني است . شايد بتوان گفت اگر آپاتيت هاي ذخاير آهن ياد شده هنگام استخراج فرآوري شوند و ازآپاتيت نيز عناصر REE فرآوري شود منطقه فلززايي بافق منطقه اي مساعد براي عناصرREE  خواهد شد .

منطقه هاي فلز زايي و معدني پيرامون منطقه فلز زايي بافق

در نتيجه فازهاي زمين ساختي پان افريكن، سيمرين پيشين وپسين كه در مركز ايران اثر نموده ، بلوكهايي مانند بلوك يزد ، بافق، بلوك بهاباد – كوه بنان و بلوك طبس تشكيل شده و اين بلوكها حركات متفاوتي در زمانهاي جوانتر نسبت به هم داشته اند .

اين حركات بيشتر ازنوع بالا و پايين افتادگي نسبي  بوده است و در نتيجه تغييرات رخساره اي خاص را درپالئوزوئيك پسين ،مزوزوئك  وترشياري نشان ميدهند .

بلوك بهاباد- كوهبنان در خاور و جنوب خاوري  بلوك بافق و باختر بلوك طبس قرار دارد كه مي توان ان را در مرز بلوك بافق -طبس قرار دارد از نظر زمين شناسي و فلززايي با   بلوك بافق تفاوت بسيار دارند و از نظر زمين شناسي به بلوك طبس شبيه است . از انجا كه اين بلوك در كنار بلوك بافق قرار داشته و از نظر كاني سازي سرب و روي اهميت دارد در اينجا بصورت فشرده به ويژگيهاي فلززايي و زمين شناسي ان پرداخته ميشود 0

در بلوك بهاباد- كوهبنان بطور عمده سنگهاي پالئوزوئيك بالا متشكل از ماسه سنگ و شيل سازند هاي جمال و سرخ شيل(پرمين)  و مزوزوئيك(ترياس- ژوراسيك زيرين) متشكل از دولوميتهاي سازند شتري(ترياس) رخنمون دارد. در اين بلوك حدود 40كانسار و نشانه معدني  سرب و روي شناخته شده است  كه كانسار چيره انها اكسيدي است عيار روي، اغلب بيشتر از عيار سرب بوده است و عيار مجموع بيش از 12درصد است.

پاره از كانسار ها و نشانه هاي معدني روي و سرب بلوك بهاباد- كوهبنان عبارتند از: تاجكوه ،احمد اباد ، باجگون، اب بيد، تپه سرخ ، ده عسگر ، گوجر، طرز، گور، مكسو،‌ غارو، كاروانگاه ،خورند ‌گيجركوه، ريگ كلاغي و ... .

تقريباً همه كانسار ها و نشانه هاي معدني بلوك بهاباد- كوهبنان ، داراي سنگ ميزبان دولوميتي است و دولوميتها، اغلب به سازند شتري(به سن ترياس زيرين مياني) تعلق دارند. ميتوان گفت كه كانسارهاي اين بلوك چينه كران بوده و با گسلها كنترل ميشوند و گاهي نيز چينه سان  هستند . همراه با كانسارهاي سرب و روي  بلوك بهاباد- كوهبنان ، باطله باريت و فلوريت نمود چنداني ندارند.